۱۴۰۱ تیر ۷, سه‌شنبه

جمهوری جنایتکار اسلامی زندانی سیاسی فیروز موسی لو را اعدام کرد!




سحرگاه روز دوشنبه ۳۰ خردادماه، حکم اعدام فیروز موسی لو، زندانی سیاسی در زندان ارومیه به اجرا درآمد.  این زندانی سیاسی روز شنبه ۲۸ خردادماه به بهانه دیدار با هیئتی از قوه قضاییه از بند عمومی زندان ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شده بود. ولی جمهوری اسلامی نقشه اعدام وی را عملی ساخت. این اعدام بصورت مخفیانه صورت گرفت و به خانواده  و وکیل فیروز موسی لو زمان اجرای حکم اطلاع داده نشده بود. روابط عمومی دادگستری استان آذربایجان‌غربی بدون اشاره به هویت فیروز موسی لو  خبر اعدام این زندانی سیاسی را تایید کرده است.
فیروز موسی لو اهل بخش قطور شهرستان خوی بود و به اتهام عضویت در  حزب کارگران کُردستان (پ ک ک) پس از ۳۲ ماه بلاتکلیفی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب ارومیه به اعدام محکوم شد. وی روز  پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸ پس از دریافت امان‌نامه توسط سپاه پاسداران در مرز سردشت خود را به نیروهای امنیتی تسلیم کرده بود.
فیروز موسی لو از شش سالگی کار فرش بافی را آغاز کرد و به تازگی از همبندی هایش خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود.
کمیته بین المللی علیه اعدام ضمن اعتراض شدید به اعدام فیروز موسی لو و محکوم کردن جمهوری اسلامی، همگان را فرا می خواند که نسبت به تداوم اعدامها در ایران متحدانه اعتراض کنند و ماشین آدم کشی  جمهوری اسلامی را به توقف بکشانند. جمهوری اسلامی با این اعدامها تنها باعث شعله ور شدن بیشتر خشم مردم خواهد شد.
برای جلوگیری از اعدامهای بیشتر و متوقف کردن کشتن انسان ها به هر بهانه و تحت هر عنوانی به کارزار  مخالفین علیه اعدام بپیوندید و با تقویت جنبش علیه اعدام به جنایات جمهوری اسلامی وسیعا اعتراض کنید. اعدام جنایت سازمان یافته دولتی است و این مجازات ضد انسانی  باید فورا ملغی شود.

منبع: کمیته بین المللی علیه اعدام

۳۰ خرداد ۱۴۰۱-۲۰ ژوئن ۲۰۲۲

۱۴۰۱ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

فراخوان گزارشگران: خاوران جاودان میماند! - همراه با اسامی آغازین


 چهار دهه از کشتار خونین سراسری زندانیان سیاسی در ایران گذشته است. رژیم جمهوری اسلامی در دهه شصت و همچنین در تابستان سال 1367 با اقدامی جنایتکارانه هزاران زندانی سیاسی را قتلعام کرد و اجساد قربانیان را در گورهای جمعی و بسرعت دفن کرد و یا مخفیانه دفن و حتی اجساد آنان را نیز به خانواده ها تحویل نداد از جمله در خاوران سمنان, گورستان دزفول, گورستان زنجان, خاوران گلستان, گورستان ارومیه و بنام ترین این گورهای فردی و جمعی خاوران تهران است. این مکان هر ساله میعادگاه هزاران نفر از بازماندگان بهترین فرزندان مردم کشورمان است. خاوران همیشه و همواره یادآور این جنایت بزرگ بوده و میماند. جمهوری اسلامی بارها و مکرر با ترفندهای گوناگون در پی پاک کردن آثار جنایت ضد بشری کشتار سراسری زندانیان سیاسی در طی ایندوران بوده است و بارها تلاش کرده است تا رد این جنایات را پاک کند.

ضرب و شتم و آزار و اذیت خانواده جانباختگان در یادبود قربانیان این قتلعام بزرگ از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی همواره برقرار بوده است. صدای دادخواهی مادران, همسران, کودکان و نزدیکان قتلعام شدگان دهه هاست که خاموش نشده است و هر روز بیش از پیش رسا و همبسته میشود. بتازگی حاکمان جمهوری اسلامی در تلاشند تا با نصب دوربین ها و دیوارکشی این مکان فشار و آزاری بیش از پیش بر خانواده ها برای برگزاری مراسم یادبود قربانیان قتلعام شده فراهم آورند و در همین زمینه به هموطنان بهایی ما برای دفن از دست رفتگانشان در این محوطه همراه با تهدید و ارعاب فشار می آورند.

خاوران سند و شاهد جنایات بی پایان جمهوری اسلامی علیه دگر اندیشان و زندانیان سیاسی است و یکی از آمران این فاجعه ( ابراهیم رئیسی ) هم اکنون بعنوان رئیس جمهور نظام حاکم بر مسند قدرت است. ما فعالین سیاسی, اجتماعی و فرهنگی, نهادها و رسانه ها ضمن همدردی با خانواده های جانباختگان و دادخواهان ایران, بدین طریق همبستگی خود را با آنان در برابر دسیسه های ضد انسانی مسئولین جمهوری اسلامی اذعان داشته و از تمامی آزادگان و بیداران در داخل کشور و در عرصه بین المللی خواهانیم تا صدای دادخواهان کشورمان باشند و این اقدامات جمهوری اسلامی را محکوم نمایند.

ما بر این باوریم که تمامی دست اندرکاران جنایت کشتار سراسری زندانیان سیاسی در دهه شصت و بویژه تابستان 1367 میبایستی در دادگاههای علنی و عادلانه به محاکمه کشیده شوند و به سزای اعمال خود برسند.

با همه توان, بیاری دادخواهان!

سایت گزارشگران

www.gozareshgar.com

آدرس برای ارسال پشتیبانی

gozareshgar1001@yahoo.de

30.5.2022

 

ادامه دارد

 

اسامی

آذر محلوجیان - نویسنده

احمد عزیز پور - فعال سیاسی

آمادور نویدی – مترجم و فعال رسانه ای

اسماعیل فتاحی - فعال حقوق بشر

اصغر زین الدین - فعال سیاسی

امیر میرزائیان - فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

انور میرستاری – فعال حقوق بشر

اکبر دیلمی – کارگر کارخانه

احمد پورابراهیم

امین بیات – تحلیلگر سیاسی

ابراهیم آوخ – فعال سیاسی و رسانه ای, زندانی سیاسی سابق

ارسلان احمدی ریک آبادی فعال حقوق بشری

آرش کمانگر –  فعال سیاسی و رسانه ای

احسان ثابت – فعال سیاسی

امیر پاکی

اصغر کیانی - فعال سیاسی

بهرام چوبینه - نویسنده

بیژن بهادری

باقر ابراهیم زاده - زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی

بیژن سعید پور – فعال سیاسی و رسانه ای

بهرام رحمانی – تحلیلگر سیاسی و نویسنده

بهرام سلطانی- فعال حقوق بشر

بهنام چنگائی – فعال سیاسی

بهروز سورن – فعال سیاسی و رسانه ای, زندانی سیاسی سابق

پری عسگری

پروین اشرفی – فعال جنبش زنان

پروین ریاحی - فعال جنبش زنان

پریسا اعظمی

پروین ملک

پروین شهبازی

پرویز میرمکری - شاعر

پیروز زورچنگ – فعال سیاسی و رسانه ای, زندانی سیاسی سابق

ترانه روستا، كنشگر حقوق زنان

ثریا فتاحی - فعال سیاسی

جهانگیر لقائی

جعفر امیری: زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی

جواد اسکوئی

جمشید صفاپور – فعال کارگری

حسن عزیزی – مترجم

ح. ریاحی - فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

حسین نقی پور- فعال سیاسی و رسانه ای

خلیفه موسوی – فعال سیاسی

خدامراد فولادی - پژوهشگر

دکتر مجید مشیدی فعال سیاسی

دکترحسن نایب هاشم – فعال حقوق بشر

داود احمدلو – فعال حقوق بشر

روژا روشن

رضا باقری

رشید محمدی - هنرمند و بازیگر تئاتر پناهجو در آلمان

رضا بی شتاب - شاعر

رحیم فلاحت نژاد - فعال سیاسی و زندانی سیاسی دهه شصت

 ژاله سهند- فعال سیاسی- زندانی سیاسی سابق

سیما صاحبی ، فعال سیاسی و حقوق بشر

سهیلا پوریان - فعال سیاسی

سياوش عبقري - استاد دانشگاه و كنشگر سياسي

سیروان عنایتی ، روزنامه نگار مقیم آریزونا - آمریکا

 سیروان منصوری روزنامه نگار و مدیر سایت پناهندگی هانا - پناهنده در ترکیه

ِسیامک رفیع زاده / در  کانادا

سالار آشناگر - مدیر رادیو ار ک ت

سیامک جهانبخش – فعال سیاسی

سام قندچی – فعال سیاسی و رسانه ای

سام منتظری – خبرنگار آزاد و مستقل

سیاوش کارساز – فعال حقوق بشر

شیرین احمدی سروستانی - شاعر پناهجو در ترکیه

شهین نوائی - فمینیست - فعال جنبش زنان

شعله زمینی – فعال حقوق بشر

شهلا عبقري - استاد دانشگاه , كنشگر سياسي و حقوق زنان

شیوا محبوبی - سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

صدیق جهانی – فعال کارگری

عفت ماهباز - روزنامه نگار و فعال جنبش زنان, زندانی سیاسی سابق

علی اکبر هادی پور - فعال سیاسی و از خانواده خاوران

عمر مینایی – فعال کارگری

عنایت یوسف پور

علی پیچگاه – فعال کارگری در تبعید

غلام عسگری – فعال کارگری در تبعید

علی اعتدالی – فعال سیاسی

علی دماوندی - فعال سیاسی و رسانه ای

علی ستاری – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

عباد عموزاد – تحلیلگر سیاسی

غلامرضا مرشدیان. موزیسین

فریبا ثابت – فعال جنبش زنان و زندانی سیاسی سابق

فاطمه سبحانی – فعال حقوق زنان

فاطمه رضایی – فعال حقوق بشر

فريد محمدى - فعال سياسى

کامبیز فاتحی : محقق محیط زیست - پناهجو در آلمان

کامران چاه تل - فعال سیاسی در ترکیه

کامبیز گیلانی - شاعر

کامران الوند - فعال سیاسی

کامران پایدار - فعال سیاسی

گلستان دریایی

لیلا پرنیان - سردبیر نشریه هشت مارس

مریم عظیمی

مهر آفاق مقیمی نیاکی فعال سیاسی و زندانی سیاسی

منیره برادران - فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق

مینو همیلی - فعال جنبش زنان و زندانی سیاسی سابق

منور یوسف پور

محسن ترکمن - فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق - مدیر سایت همراه شو

محمد نظری – پناهجوی معترض در آلمان

مجید دارا بیگی – تحلیلگر سیاسی و زندانی سیاسی سابق

مسعود شب افروز

محمد حسن نوپرور

محمدرضا یوسفی - فعال سیاسی و عضو نهاد همبستگی ملی - آلمان

نسرین احمدی  - فعال جنبش زنان

ندا فرخ - فعال حقوق بشر

نادر ثانی – تحلیلگر سیاسی و آموزگار

ناصر جوهری

ندا نوآور – فعال حقوق بشر

هما مرادی - فعال فمینیست - چپ مستقل

هوزان خالدیان - کاریکاتوریست پناهجو در آلمان

یوسف اردلان

 

نهادها:

 

سازمان زنان خاورمیانه

شورای همبستگی پناهجویان و پناهندگان ایرانی در ترکیه

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ـ پاریس

حزب سوسیالیست انقلابی ایران

حزب آزادي و رفاه ايرانيان (آرا)

نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران

نهاد همبستگی ملی

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

کمپین حمایت از زندانیان سیاسی و لغو اعدام

ایران آزاد - کانون دفاع از حقوق بشر، آزادی و دموکراسی – آلمان

کانون دمکراتیک پناهندگان ایرانی

بنیاد اسماعیل خویی

فدراسیون اروپرس

اینفو ایران – وین

 

رسانه ها:

 

سایت آگاهی نیوز

https://agahi.news

رادیو پیام کانادا

https://radiopayam.ca

سایت آذر محلوجیان

www.azar.se

سایت راه کارگر

https://www.rahkargar.com

سایت حزب سوسیالیست انقلابی

www.simroz.org/index

سایت همراه شو

https://hamrahsho.org

وبلاگ سیاسی ققنوس

http://ghoughnoos.blogspot.com

سایت اتحاد کارگری

https://www.etehad-k.com

الوند تی وی

http://www.alvandtv.com

سایت آینده نگر

iranscope.ghandchi.com

سایت صدای مردم

https://www.sedayemardom.net

سایت ابراهیم آوخ

https://ebrahimavokh.wordpress.com

اشتراک وورد پرس

https://eshtrak.wordpress.com

وبلاگ خبری سازمان راه کارگر

صفحه فیس بوک "برای اتحاد بزرگ هوادان سوسیالیسم"

وبلاگ اخگر

https://amadornavidi.wordpress.com

سایت گزارشگران

gozareshgar.com

۱۴۰۱ خرداد ۶, جمعه

عبدالباقی که حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی مدعی بود زیر آوار مرده است در دوبی رویت شد. + ویدیو

 


در حالی که حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی مدعی کشته شدن عبدالباقی زیر آوار های ساختمان متروپل در ابادان شده‌اند ، وی در 
دوبی رویت شد!
تا زمانی که این حکومت کثیف بر سر کار باشد و زمام امور در دست آخوندهای جنایت کار باشد ، هیچ مشکلی حل نخواهد شد .
حق گرفتنیست.

۱۴۰۱ خرداد ۵, پنجشنبه

فاجعه متروپل آبادان برشی کوچک از وضعیت ایران بزرگ


 

هنوز یک هفته از فروریختن ساختمان متروپل آبادان، نگذشته است. شاید به جرات بتوان گفت، هیچ استانی در ایران به اندازه خوزستان در ۴۰ سال گذشته ویران نشده است. مسبب خرابی شهرهای خوزستان هم مشخص است، مقامات جمهوری اسلامی. بعد از گذشت ۴۰ سال دیگر از طراوت خرمشهر و زیبایی‌های آبادان خبری نیست.

بر دیوارهای خرمشهر ۴۰ سال پس از آزادسازی در هر چشم بر هم زدن می‌توان جای ترکش و گلوله‌ها را پیدا کرد. پالایشگاه آبادان که روزی افتخار ایران و ایرانی بود و به عنوان نمادی از تلاش مهندسین و کارگران ایرانی برای مستقل شدن بود دیگر رمقی ندارد. آخرین فاجعه آن هم فروریختن ساختمان متروپل آبادان است.

فرو ریختن ساختمان متروپل آبادان یک حادثه نیست. بیش از ۶ ماه است که روزنامه نگاران و کارگران نسبت به فرو ریختن این سازمان هشدار داده‌‌اند. بدلیل رانت ولابی قدرت در ساخت این سازه، اصول اولیه ایمنی نیز رعایت نشده است.

بی‌اعتنایی مطلق به خواسته‌ها و سخنان شهروندان، نادیده گرفتن قانون بدلیل رانت و لابی حاکم، بر ساختار اداری کشور نهادینه شده است. جعل واقعیت، ‌اخبار سانسور شده و تحریف و دروغگویی جای خبررسانی معمول رسانه ها به مردم را گرفته است.


حسین عبدالباقی یک نمونه از فساد نهادینه در حکومت


حسین عبدالباقی تنها یک نمونه از هزاران هزار نفری است که با استفاده از رانت و فساد نهادینه در دستگاه حکومتی ایران به ثروت افسانه‌ای رسیده است. قیمت دزدی‌های وی را مردم آبادان با از دست دادن عزیزانشان می‌دهند.

 آبادان که روزی نماد صنعت نفت کشور بود به جایی رسیده که بیکاری در آن غوغا می‌کند. بی‌آبی، بیکاری، سرکوب جوانان و مردم و هجوم ریزگردها با زندگی مردم این شهر آمیخته شده است. فروریختن متروپل آبادان را می‌توان نمونه‌ای از وضعیت مردم ایران دانست. حکومتی که مقاماتش برای جان انسان‌ها هیچ ارزشی قائل نبوده و تنها به افزایش ثروت‌های خود می اندیشند.




عملکرد مقامات دولتی در هراس از گر گرفتن اعتراضات مردمی


عملکرد ضعیف مقامات دولتی در برخورد با فاجعه متروپل آبادان نیز قابل تامل است. فرستادن خودروهای سرکوبگر امنیتی به جای نیروهای امدادی، نشانه جنگ عمیق بین حکومت و مردم است.!

در حالیکه مقامات دولتی بیشتر در فکر پوشاندن و کوچک نمایی، این موضوع و فراری دادن دست اندرکاران این فاجعه هستند. مردم با دستان خالی به کمک آمده‌اند. موج کمک‌های مردم نشانه ای از همبستگی همه مردم ایران با هم می‌باشد. در حال حاضر مهم‌ترین اقدام دولت پر کردن خیابان‌های آبادان از نیروی‌های امنیتی و لباس شخصی است.

دستور مقامات به صدا وسیما برای سکوت و دامن نزدن به این موضوع توسط رئیس صدا و سیمای آبادان افشا می‌شود. وی آشکارا می‌گوید، به او دستور داده‌اند، اخبار مربوط به متروپل آبادان در تلویزیون بازتاب نداشته باشد.

مقامات دولتی تلاش می کنند، بهر صورت این بحران را رفع و رجوع کرده و اصل نظام را از تیررس مردم خارج کنند. متروپل آبادان یاد‌آور سینما رکس است. مردمی که با فرمان «جمی» امام جمعه اسبق آبادان و اقدام تکبعلی‌زاده به آتش کشیده شدند، اما هیچگاه عاملان اصلی آن بخصوص جمی به پای میز محاکمه کشیده نشد.

مردم آبادان با تظاهرات شبانه خود با شعار «ایران صاحب نداره» نشان‌دادند که منشا همه مشکلات کشور را سران این حکومت می‌دانند. مردم آبادان با شعار «آخوند برو گمشو» خواسته اصلی مردم ایران را بیان می‌کنند.





۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۰, شنبه

قطعنامه مشترک تشکل‌های کارگران، معلمان و زنان به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر۱۴۰۱


وضعیت موجود دیگر حتی ذره‌ای قابل تحمل نیست و باید قاعده‌ی حاکم را بر هم زد و با زیر و رو کردن مناسبات کنونی، دنیایی از نو بنا کرد”.
این روح حاکم بر همه مبارزات و اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان و دیگر توده‌های ستمدیده مردم ایران است که هر روزه بیش از پیش سر بر میکشد و وضعیت جهنمی موجود را به مصاف می‌طلبد.
سال‌هاست اعتراض و جدال برای تغییر به سیمای اصلی جامعه ما تبدیل شده است و کارگران و معلمان و اکثریت جامعه‌ی ایران امید به حکومت را برای ذره‌ای بهبود شرایط از دست داده و اعتراضات خیابانی را تنها تکیه‌گاه خود برای تحقق مطالبات‌شان قرار داده‌اند.
اما در این طرف، حکومتگران، سرمست از غارتگری‌های‌شان، بی هیچ توجهی به ویرانی کشور و فریاد آزادیخواهی و عدالت‌طلبی کارگران و معلمان و عموم مردم ستمدیده ایران، به گردن‌کشی‌های خود ادامه می‌دهند و بر این خیال باطل‌اند که با نیروی سرکوب و قهریه میتوانند مردم به ستوه آمده ایران را وادار به تمکین در برابر ستمگری‌های‌شان کنند. 
 کارگران و معلمان و زنان و دیگر توده‌های زحمتکش مردم ایران، دیگر نمی‌خواهند زیر بار دستمزد و حقوق‌های چندین برابر زیر خط فقر بروند، دیگر استثمار و تبعیض و ستم مضاعف را نمی‌پذیرند. 
 آنان دیگر زیر بار سلب آزادی‌های سیاسی و فردی نمی‌روند، سرکوب و آموزش‌ ایدئولوژیک را نفی می‌کنند و خواهان حضور حداکثری در تصمیم‌گیری‌های کلان اجتماعی در قالب تشکل‌های واقعی و مستقل خود هستند.
دیگر هرگونه توهمی نسبت به حکومت برای هر درجه بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور از میان اکثریت قریب به اتفاق مردم رخت بر بسته و آنان خواهان و دست‌اندرکار تغییر توازن قوا برای تحقق تغییرات بنیادین در کشور هستند.
سازماندهی معلمان، دانشجویان و بخش‌های مختلفی از کارگران و دیگر توده‌های معترض مردم ایران به‌رغم تشدید سرکوب بی‌سابقه جنبش‌های اعتراضی در دو دهه‌ی گذشته، هر روزه در حال ارتقاست و دیگر هیچ درجه‌ای از سرکوب نمیتواند جنبش‌های اعتراضی و خواهان تغییرات بنیادی را در کشور به نقطه اول خود بازگرداند.
روشن است که این مبارزات روز به روز متحدانه‌تر، سازمانیافته‌تر و زیر و رو کننده‌تر از قبل پیش خواهد رفت اما بدون تردید، سرعت‌بخشی به این روند وظیفه همه ما کارگران و معلمان و پیشروان جنبش‌های اعتراضی است. 
ما امضاکنندگان این قطعنامه با باور عمیق به ممکن و در دسترس بودن تحولات بنیادین در کشور، بدین وسیله خواست‌های خود را به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر به شرح زیر اعلام و تحقق آنها را به مثابه منشور حداقلی مطالبات‌مان، پیش شرط سازماندهی جامعه‌ای نوین و مبتنی بر پایان دادن به استثمار و محو ستم و تبعیض و اختناق و سرکوب می‌دانیم؛
۱- افزایش فوری حداقل حقوق کارگران، معلمان و دیگر مزدبگیران شاغل و بازنشسته به بالای ۱۶ میلیون تومان در ماه و پرداخت بیمه بیکاری به کارگران و جوانان آماده به کار به میزان حداقل مزد.
۲- پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات سیاسی، صنفی و مدنی، لغو مجازات اعدام و شلاق، لغو کلیه احکام صادره علیه فعالان کارگری، معلمان و دیگر جنبش‌های آزادی‌خواه و برابری طلب و آزادی بی قید و شرط همه کارگران، معلمان و فعالان سیاسی و اجتماعی در بند.
۳- آزادی بی قید و شرط ایجاد تشکل‌های مستقل، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع، اندیشه و بیان، احزاب و مطبوعات.
۴- پرداخت فوری مطالبات معوق کارگران، بازنشستگان، معلمان و کارمندان بخش خصوصی و دولتی همراه با خسارت دیرکرد و تصویب قانونی برای جرم‌انگاری عدم پرداخت حقوق و مزایا.
۵- تامین امنیت شغلی و توقف اخراج سازی‌ها، پایان دادن به هر نوع استخدام غیر مستقیم و غیر رسمی، برچیده شدن قراردادهای موقت و شرکت‌های تامین نیروی انسانی و پیمانکاری، لغو قوانین مناطق آزاد تجاری و ویژه اقتصادی و عدم افزایش مبلغ بیمه کارگران ساختمانی.
۶- قطع دست دولت از صندوق‌های بازنشستگی، سپردن اختیار صندوق سازمان تأمین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی به هیأت امنایی از نماینده‌های منتخب اعضا، محاکمه غارتگران صندوق‌های بازنشستگی و جبران خسارت‌های وارده به اعضا.
۷- غارت و چپاول منابع عمومی و تخریب محیط زیست توسط باندهای مافیایی وابسته به مراکز قدرت باید فورا متوقف شود. به کلیه طرح های ضد محیط زیستی از جمله تخریب جنگل ها، کوه خواری، تجاوز به حریم دریا توسط ارگان‌های نظامی و دولتی و هرگونه طرح غیر کارشناسی انتقال آب به فلات مرکزی که به بهانه تامین آب شرب اما برای تامین آب مصرفی مورد نیاز کارخانجات فولادی متعلق به نهادهای قدرت و مافیای فولاد است باید فورا پایان داده شود.
۸- ممنوعیت کار کودکان و فراهم کردن امکانات زندگی و تحصیل رایگان با بالاترین استانداردهای آموزشی برای همه آنان فارغ از تعلق خانوادگی، جنسیت، قومیت و مذهب.
۹- استخدامهای غیر رسمی و پیمانی از قبیل حق‌التدریس در آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور باید ممنوع و به استخدام رسمی تبدیل گردد، دانشگاهها و مدارس خصوصی و غیرانتفاعی برچیده شوند و آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور مطابق با بالاترین استانداردهای جهانی تجهیز و سازماندهی گردند و تحصیل تا بالاترین مدارج آن رایگان باشد.
۱۰- قانون مشاغل سخت و زیان آور باید پرستاران را نیز در بر بگیرد و تمامی محیط های کار با بالاترین استانداردهای ایمنی تجهیز گردند.
۱۱- برچیده شدن حجاب اجباری و تمامی قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان، برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی. آزادی زنان معیار آزادی جامعه است و برخوردهای امنیتی با فعالین زن باید خاتمه یابد.
۱۲- به رسمیت شناخته شدن حق شهروندی برای مهاجرین افغانستانی و دیگر مهاجران و منع هرگونه اعمال تبعیض آمیز علیه آنان. هرگونه برخورد مهاجرستیز با اتباع خارجی باید جرم تلقی گردد.
۱۳- پایان دادن به جداسازی در دانشگاه‌ها و کنترل زندگی شخصی دانشجویان در دانشگاه و خوابگاه. پایان دادن به سرکوب و تحقیر و تبعیض علیه دگرباشان جنسی در محیط‌های کار و تحصیل.
۱۴- اول ماه مه روز جهانی کارگر باید تعطیل رسمی اعلام و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی شود.
 امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا:
اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
سندیکای نقاشان استان البرز
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
شورای کارگری بازنشستگان تأمین اجتماعی (بستا)
صدای مستقل کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران (اهواز)
کانون صنفی فرهنگیان البرز
کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز
کانون مدافعان حقوق کارگر 
ندای زنان ایران

۱۴۰۱ اردیبهشت ۳, شنبه

افشای فساد قالیباف از زبان مسعود مولوی! + فایل صوتی

 


مسعود مولوی وردنجانی

گفته می‌شود او یکی از عوامل امنیتی (در وزارت دفاع ایران در حوزه امنیت سایبری و اطلاعات سپاه) بود که بعداً منتقد حکومت شد. او را گرداننده اصلی کانال افشاگر «جعبه سیاه» می‌دانند که بارها با انتشار اسنادی بیت رهبری، قوه قضائیه و نیروهای امنیتی ایران را متهم به فساد مالی و ترور مخالفان از جمله ترور شخصیت‌های هسته‌ای ایران کرد.

او دو سال پیش از مرگ ایران را ترک کرد و در ۲۳ آبان ۱۳۹۸ (۱۴ نوامبر ۲۰۱۹) در منطقه شیشلی استانبول با شلیک ۱۱ گلوله به وسیله مأموران جمهوری اسلامی، ترور شد.


۱۴۰۰ بهمن ۱۷, یکشنبه

علت درگیری و قتل مامور فاسد انتظامی توسط ایمان سبزیکار


 

جان کارگر زحمت‌کش ایمان سبزیکار در خطر است. ایمان سبزیکار کارگری است که در یک درگیری، جانشین پاسگاه انتظامی بید‌زرد کازرون را به قتل رسانده است. وی متولد سال ۱۳۷۳ و از اهالی جونقان استان چهارمحال و بختیاری است. به گفته اهالی محل او کارگر ساده و زحمتکشی است که در شیراز آرماتور‌بندی می‌کرد. یکی از اهالی محل سکونت وی ‌می‌گوید:

«او هیچ گناهی نداشته و از راه حلال نان در می‌آورد و چسباندن تهمت‌های مواد مخدر و ارازل و اوباش به این جوان محروم از جمله دروغ‌هایی است که عوامل فاسد حکومتی برای توجیه جنایات‌شان به مردم می‌چسبانند.»

مامور فاسد قصد بالا کشیدن پول ایمان سبزیکار را داشته است

به گفته کانون حقوق بشری نه به زندان ـ نه به اعدام، سرهنگ دوم علی‌اکبر رنجبر، جانشین پاسگاه نیروی انتظامی قصد بالا کشیدن پول ایمان سبزیکار را داشته است.

این کانون در ادامه می‌نویسد:

«از چند سال قبل سند ماشین سمند آقای سبزیکار بدلیل یک تصادف نزد علی‌اکبر رنجبر مانده بود و او با گروگان گرفتن سند ماشین حدود دو سه سال ایمان را اذیت می‌کرد. پس از حل مشکل توسط شخص دیگری، ایمان سبزیکار می‌رود پیش رنجبر و از او می‌خواهد پولش را به مبلغ ۳۰ میلیون تومان پس بدهد، و به او می‌گوید تو که کاری نکردی و من خودم جبران خسارت کردم و رضایت گرفتم و حالا سند ماشین و پولم را بده.»

این منبع در ادامه می‌نویسد:

«علی‌اکبر رنجبر یک مامور فاسد است، پول ایمان را پس نمی‌دهد و با سوء استفاده از جایگاه و لباس نیروی انتظامی باجگیری می‌کند. ایمان چند بار به او می‌گوید که پولم را بده؛ ولی او از اینکار خودداری می‌کند، حتی شکایات ایمان هم به جایی نرسید و ایمان برای گرفتن حقش مجبور به درگیری می‌شود.»

علت شلیک نکردن مامور فاسد افشا شدن دزدی‌های وی بوده است



دلیل شلیک نکردن این مامور فاسد هم افشا شدن دزدی‌های وی بوده است. بنا به گزارشی این مامور فاسد در لحظه اول هم اقدام به شلیک کرده بود. اما با گیر کردن سلاح امکان استفاده از آنرا پیدا نمی‌کند.

فیلم‌هایی که از ایمان سبزیکار بعد از دستگیری منتشر شده نشان می‌دهد که یک پای وی شکسته است. همچنین لباس‌های خونی و چهره در هم ریخته وی، مشخص است، وی شدیدا شکنجه شده است.

فرمانده نیروی انتظامی استان فارس، در یک اقدام ضدانسانی فرزند مامور فاسد را بالای سر ایمان سبزیکار آورده بود، تا وی هم در شکنجه ماموران شرکت داشته باشد.

کانون حقوق بشری نه به زندان ـ نه به اعدام به نقل از یک منبع در رابطه با زندگی ایمان سبزیکار می‌نویسد:

«ایمان سال‌ها در شهر شیراز و اطراف آن مشغول کار آرماتوربندی و قالب‌بندی بود و یک کارگر محروم بود. ایمان اراذل و اوباش نبود.»

مردم در فضای مجازی با اشراف به فساد درون نیروهای انتظامی از این اقدام حمایت کرده و خواستار آزادی این کارگر زحمتکش شدند.



۱۴۰۰ بهمن ۹, شنبه

صدای سعید تمجیدی از زندان تهران بزرگ در رابطه با یورش به زندانیان اعتصاب کننده در زندان تهران بزرگ


 ساعاتی قبل در پی وخامت حال زندانیان اعتصاب کننده و انتقال این زندانیان به بهداری زندان؛ ماموران امنیتی و زندانبانان به این زندانیان در بهداری حمله ور شدند و آنها را تحت  اذیت و آزار وضرب و شتم قرار دادند که به اعتصاب غذای خود پایان بدهند.

 این زندانیان در پی قتل بکتاش ابتین ، شرایط قرون وسطایی حاکم بر زندانها، تبعید تعدادی از زندانیان به دیگر زندان ها اقدام به اعتصاب غذا کرده اند.
زندانی سیاسی صدای معترض جامعه به سرکوب،زندان، شکنجه ،اعدام، غارت، چپاول و تبعیضات حاکم میباشد.
دفاع از زندانی سیاسی دفاع از  اعتراضات جامعه میباشد. یکصدا حمایت کنیم از خواسته های زندانیان سیاسی و خواستار آزادی آنها باشیم.

۱۴۰۰ بهمن ۵, سه‌شنبه

برومند نجفی محیط بان کرمانشاهی در یک قدمی اعدام


 

پس از رد اعاده دادرسی برومند نجفی محیط بان کرمانشاهی توسط دیوان عالی جمهوری اسلامی پرونده وی به اجرای احکام ارجاع شده است و قرار است که حکم اعدام وی در طول ۱۴ روز اجرا شود.

برومند نجفی در مرداد ماه ۱۳۹۹ پس از تیراندازی به  یک خودرو که گفته می شود متعلق به شکارچیان غیر مجاز در منطقه حفاظت شده بیستون بود باعث مرگ یکی از آنها شد. مقامات قضایی جمهوری اسلامی برومند نجفی را به اتهام قتل عمد محکوم به  قصاص صادر کردند.

 ما معتقدیم صرفنظر از اینکه متهمین چه جرایمی را مرتکب شده اند، نباید به اعدام محکوم شوند. ما اعدام را قتل عمد دولتی می دانیم و همگان را فرامی خوانیم که به احکام اعدام اعتراض کنند.  قتل عمد مصداق کاری است که جمهوری اسلامی انجام می دهد و تا کنون با حکم مقامات قضایی جان انسانهای زیادی را از طریق اعدام گرفته است.

ما در عین حال خواهان لغو همه قوانین مجازات ضد انسانی و قرون وسطایی اسلامی نظیر قصاص است. ما دخیل کردن خانواده مقتولین در تصمیم گیری و روند عملی دادگاه را بشدت ضد انسانی و ارتجاعی می دانیم. جمهوری اسلامی با این کار می خواهد از خانواده های مقتولین قاتل بسازد و آنها را در جنایت خود شریک کند.

ما ضمن ابراز همدردی با خانواده  "یوسف فلاحی داروندی" که در این حادثه جان خود را از دست داده است از این خانواده می خواهیم تا آنجا که به آنها مربوط می شود از گرفتن جان برومند نجفی بگذرند. با کشتن برومند نجفی فرزند شما زنده نخواهد شد بلکه انسان دیگری عامدانه به قتل خواهد رسید. واقعیت امر این است که بر خلاف ادعاهای مقامات قضایی جمهوری اسلامی قتل عمدی در کار نبوده است و بنا به گفته همکاران برومند نجفی وی حتی آزارش به مورچه ای هم نرسیده است. گفتنی است که فرزند برومند نجفی در زمان زندانی بودن او بدنیا آمده است. 

 در یک دادگاه عادلانه با موازین انسانی بطور قطع برومند نجفی می توانست سرنوشت دیگری داشته باشد و در یک سیستم قضایی انسانی و بدون اعدام اعضای خانواده یوسف فلاحی داروندی بعنوان شاکیان این پرونده می توانستند شکایت خود را دنبال کنند و به نتایج رضایت بخشی هم برسند.

فلسفه سیستم قضایی جمهوری اسلامی که بر اساس شریعت اسلام بنا شده است انتقامجویی و سراپا جنایتکارانه است. این دستگاهی ست که برای حفظ حاکمیت مشتی مفتخور و بقای دین و اسلام شکنجه می کند، زندانیان را در زندان به قتل می رساند و احکام اعدام صادر می کند تا جامعه را مرعوب کند و مردم را ساکت نگه دارد. مخالفت با اعدام یعنی مخالفت با کل این دستگاه سرکوب و جنایت دولتی. ما همه شما را به مبارزه برای ممنوعیت مجازات اعدام و لغو فوری همه احکام اعدام فرا می خوانیم.

۱۴۰۰ بهمن ۴, دوشنبه

آتنا دائمی آزاد شد +ویدیو


 

به نقل از رامین صفرنیا، وکیل آتنا دائمی، وی ظهر امروز دوشنبه ۴ بهمن‌ماه از زندان لاکان رشت آزاد شد.

 آزادی آتنا دائمی را به وی و خانواده‌ ایشان و همه مردم آزادی‌خواه ایران تبریک می‌گوییم و اعلام می داریم که کلیه زندانیان سیاسی باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شوند. 

۱۴۰۰ بهمن ۳, یکشنبه

زرتشت احمدی راغب بار دیگر به جمع دادخواهان و معترضین پیوست.



اعتراض و دادخواهی زرتشت احمدی راغب در برابر ساختمان شهرداری، آتش نشانی و شورای شهر فردوسیه، برای بازگشت به کار و پس گرفتن معیشت که بزور وزارت اطلاعات از وی و خانواده، سه سال و نیم پیش تاکنون گرفتند.

همچنین در حمایت از آزادی زندانیان سیاسی و دادخواهان دربند که اعتصاب غذا کردند و همراه با کنشگرانی که در شهر وین مقابل هتل محل برگزاری گفتگوهای هسته ای در اعتصاب و تحصن هستند، زرتشت احمدی راغب نیز در این دادخواهی به آنها پیوسته و در اعتصاب غذاست.

وی گفت: “خواهان برکناری حاکمان مستبد که با مدیریت ناکارآمد ، ورشکستگی اقتصادی ، گرانی و فلاکت ، حمایت از تروریسم و جنگ افروزی، ماجراجویی هسته ای، میلیاردها دلار ثروت و درآمد کشور را برباد تاراج دادند. برپایه وظیفه انسانی از دوستانی که در دوران زندانی بودن و بیکار شدنم کنار من و خانواده هستند سپاسگزاری کردم.


 

۱۴۰۰ دی ۳۰, پنجشنبه

اطلاعیه کمیته بین المللی علیه اعدام: از زندانیان سیاسی در ایران حمایت کنید!

 


قتل بکتاش آبتین در زندان که بواسطه قصور عامدانه زندانبانان جمهوری اسلامی در رسیدگی به وضع سلامتی وی اتفاق افتاد یکبار دیگر نگاه ها را متوجه وضعیت زندانیان در ایران کرده است. شرایط زندانها در ایران بطور کلی غیر انسانی و پرمخاطره است. زندانیان سیاسی به دلیل خشم و نفرتی که جمهوری اسلامی از آنها دارد با خطرات بیشتری روبرو هستند. علاوه بر شکنجه و فشار برای درهم شکستن زندانیان سیاسی آنها را عامدانه از خدمات درمانی مناسب و به موقع محروم می کنند تا جانشان را از دست بدهند و سپس مرگ و یا بهتر بگوئیم قتل آنها را به گردن بیماری بیاندازند. جمهوری اسلامی در هر صورت مسئول جان زندانیان است و در این زمینه باید جوابگو باشد.


این وضعیت و قتل بکتاش آبتین شاعر و نویسنده معترض و آزادیخواه باعث اعتراض شماری از زندانیان سیاسی در زندان شده است. صدای دادخواهی از درون زندان بلندتر شده است. در خارج کشور و در کشور وین نیز همزمان با برگزاری جلسات مذاکره بر سر احیای برجام شماری از فعالین اجتماعی به اعتراضی پیوسته اند که "بری روزن" دیپلمات سابق آمریکایی از روز چهارشنبه به شکل اعتصاب غذا آغاز کرده است. "بری روزن" که چهار دهه پیش در زمان اشغال سفارت آمریکا در تهران به گروگان گرفته شد معتقد است که مسئله زندانیان سیاسی و زندانیان دوتابعیتی یک مسئله انسانی است که فراتر از سیاست و دیپلماسی قرار دارد و نمی توان بدان بی توجه بود.


کمیته بین المللی علیه اعدام با تمام قوای خود برای آزادی فوری و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران تلاش می کند. ما در همان حال خواهان رسیدگی فوری به وضعیت درمانی زندانیان در بند هستیم. جمهوری اسلامی موظف است بدون هیچ درنگی خدمات درمانی لازم و کافی را در اختیار اسیران در بند قرار دهد. ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط اعضای کانون نویسندگان و رفع اتهام از آنها هستیم. ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط زندانیان دوتابعیتی هستیم که به بهانه های پوچ و واهی در زندانها به گروگان گرفته شده اند. ما می خواهیم که زندانیانی که مبتلا به بیماری کووید ۱۹ هستند فورا از زندان آزاد شوند تا به معالجات خود برسند و شرایط غیر بهداشتی زندانها نیز سریعا تغییر کند.

کمیته بین المللی علیه اعدام همه مردم آزادیخواه را فرامی خواند که به اشکال مختلف در ایران و دیگر کشورهای جهان به حمایت از زندانیان سیاسی برخیزند و صدای حق خواهی آنها را هر چه پر طنین تر انعکاس دهند.


کمیته بین المللی علیه اعدام

۳۰ دی ۱۴۰۰

گروگان سابق سفارت آمریکا در ایران امروز با نماینده مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای آمریکا ملاقات کرد

 


گروگان سابق سفارت آمریکا که در وین دست به اعتصاب غذا زده امروز با نماینده مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای آمریکا ملاقات کرد

بری روزن، گروگان سابق سفارت آمریکا در تهران، با رابرت مالی، نماینده ویژه دولت آمریکا در امور ایران در وین ملاقات کرده است.

وی در توییتر خود با تشکر از ملاقات با رابرت مالی گفته است که در این دیدار در مورد شرایط وخیم شهروندان خارجی و دو تابعیتی در ایران با او گفتگو کرده است.

برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که نماینده دولت آمریکا در امور ایران از آقای روزن خواست به اعتصاب غذای خود پایان دهد و گفت که در این مورد هم با ایرانیان گفتگو میکند.


انتقال نرگس محمدی به زندان قرچک ورامین

 

نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وی اواخر آبان‌ توسط نیروهای امنیتی در کرج بازداشت و از آن زمان در یکی از سلول های انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین زندانی بود.
تقی رحمانی همسر نرگس محمدی ضمن تایید این خبر عنوان کرد که همسرش پس از انتقال به زندان قرچک با خانواده خود تماسی نداشته و این موضوع باعث افزایش نگرانی در خصوص وضعیت وی شده است.

۱۴۰۰ دی ۲۸, سه‌شنبه

ممنوع الملاقات شدن صبا کردافشاری برای مدتی معین

 

صبا کردافشاری، فعال سیاسی در زندان قرچک ورامین روز شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ طی ابلاغیه ای از محرومیت خود از ملاقات به مدت دو هفته مطلع شد. این دستور بدون برگزاری جلسه شورای انضباطی صورت گرفته است.
در تاریخ ۱۴ دی پیش از اتمام زمان ملاقات، تلفن کابین ملاقات صبا کردافشاری را قطع کردند و این مساله باعث اعتراض صبا و پدرش شد. صبا کردافشاری به نشانه اعتراض و با درخواست خداحافظی با پدرش حاضر به ترک سالن نمیشود. اما ماموران گارد زندان به ریاست فردی به نام رشوندی اقدام به هل دادن پدر او کرده و با بی احترامی از سالن بیرونش کرده و تهدیدش میکنند. نهایتا معاون زندان فردی به نام متهنی، صبا را تهدید به محرومیت از ملاقات میکند و روز گذشته بدون آنکه حتی اجازه خواندن ابلاغیه را به او بدهند از ممنوعیت دو هفته ای خود از ملاقات مطلع میشود.

اعمال فشار بر فرنگیس مظلومی مادر سهیل عربی!

 

وزارت اطلاعات به وثیقه گذار ⁧فرنگیس مظلوم مادر سهیل عربی⁩ فشار آورده که اگر تا آخر هفته خودش را تحویل زندان ندهد، وثیقه را به اجرا میگذارد.

فرنگیس مظلوم که از زانو درد شدید رنج می برد هفته بعد قرار عمل جراحی دارد و حتی فرصت درمان نیز از او گرفته شده.

جمهوری جنایتکار اسلامی زندانی سیاسی فیروز موسی لو را اعدام کرد!

سحرگاه روز دوشنبه ۳۰ خردادماه، حکم اعدام فیروز موسی لو، زندانی سیاسی در زندان ارومیه به اجرا درآمد.  این زندانی سیاسی روز شنبه ۲۸ خردادماه ب...