۱۴۰۱ مرداد ۲۱, جمعه

سلمان_رشدی، نویسده رمان «#آیات_شیطانی»، با چاقو مورد حمله قرار گرفت

سلمان_رشدی، نویسده رمان «#آیات_شیطانی»، با چاقو مورد حمله قرار گرفت رشدی، نویسنده آمریکایی-بریتانیایی هندی‌تبار، روز جمعه در مراسمی در ایالت نیویورک مورد ضربات چاقو قرار گرفت و زخمی شد. پلیس نیویورک اعلام کرد که این نویسنده رمان جنجالی «آیات شیطانی» از ناحیه گردن زخمی و با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل شده، اما هنوز گزارشی از وضعیت سلامتی او در دست نیست. شاهدان عینی گفتند هنگامی که رشدی برای سخنرانی به روی استیج در مراسم موسسه چاتوآکوا در غرب ایالت نیویورک رفت، مردی با عجله به سوی او هجوم برد و به او چاقو زد. پلیس نیویورک اعلام کرد که فرد مهاجم بازداشت شده است. به گفته یکی از شاهدان، رشدی زمانی که مورد حمله قرار گرفت، روی زمین افتاد، سپس گروه کوچکی از حاضران اطراف او جمع شدند و پاهای او را به طرف بالا گرفتند. سخنگوی موسسه چاتوآکوا در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز گفت: «ما با یک وضعیت اضطراری روبرو شده‌ایم.» روح‌الله خمینی در ۲۵ بهمن سال ۱۳۶۷ فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کرد. در بخشی از این فتوا آمده بود: «به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم، مولف کتاب آیات شیطانی که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است و همچنین ناشران مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام‌اند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آن‌ها را اعدام کنند.» علی خامنه‌ای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران، نیز در سال ۱۳۸۳ فتوای فقهی روح‌الله خمینی را غیرقابل تغییر خواند. 

۱۴۰۱ مرداد ۱۷, دوشنبه

وخیم شدن حال رسول چلداوی زندانی اهوازی

رسول چلداوی متولد ۱۳۶۹ از اهالی کوی علوی (حی الثور) شهر اهواز در ششم آبان ماه ۱۳۷۹ توسط اداره اطلاعات اهواز بازداشت شد.
وضعیت سلامتی وی که در زندان مخوف شیبان است وخیم شده و مسئولین امنیتی و قضائی از انتقال او به بیمارستان خواداری کرده اند.

۱۴۰۱ مرداد ۱۳, پنجشنبه

جان سپیده رشنو در خطر است

سپیده رشنو شاعر ،داستان نویس، ویراستار، عکاس، از معترضین به حجاب اجباری که ۲۵ تیرماه بازداشت شده، روز پنجشنبه همراه با تعداد زیادی مامور به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد تا به علت خطر خونریزی داخلی ناشی از ضربه در ناحیه شکمی از او عکسبرداری شود. 

بر اساس این گزارش، او همان شب مجددا به بازداشتگاه بازگردانده شد.

۱۴۰۱ مرداد ۱۰, دوشنبه

گروهی از ایرانیان مقیم آلمان در حمایت از جمشید شارمهد تجمع اعتراضی برگزار کردند


گروهی از ایرانیان مقیم فرانکفورت آلمان روز شنبه در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران برای اعتراض به روند دستگیری و محاکمه جمشید شارمهد تجمع کردند.
این تجمع با هدف اطلاع رسانی در مورد روند دستگیری، بازجویی و دادگاهی‌شدن جمشید شارمهد، و با حضور برخی از چهره‌های سیاسی و فعالان حقوق بشر برگزار شد.
جمشید شارمهد، شهروند دوتابعیتی ایرانی آلمانی بنا بر برخی گزارش‌ها در سال ۱۳۹۹ حین یک سفر، توسط عوامل امنیتی جمهوری اسلامی در دبی ربوده و با انتقال به ایران، زندانی شد و از آن زمان تحت فشارهای شدید در سلول انفرادی به سر می‌برد.
مینا احدی سخنگوی کمیته بین‌المللی علیه اعدام و سنگسار در گفتگو با صدای آمریکا هدف از این تشکل اعتراضی را توجه افکار عمومی به روند پرونده جمشید شارمهد و چگونگی بازداشت او توصیف کرد.
مینا احدی با اشاره به دوتابعیتی بودن آقای شارمهد از تشکیل کمپین و جمع‌آوری ۷۵ هزار امضا در حمایت از جمشید شارمهد خبر داد و گفت: «برای آزادی شارمهد با مقامات سیاسی آلمان از جمله وزیر خارجه این کشور دیدار و مکاتباتی صورت گرفته است.» به گفته خانم احدی دولت آلمان ترجیح میدهد پشت درهای بسته با جمهوری اسلامی مذاکره کند و این کافی نیست.
در بخش دیگری از این تجمع اعتراضی پیامهایی از غزاله و شایان شارمهد نیز شنیده شد که در آن ضمن تشکر از تجمع‌کنندگان خواستار آزادی هر چه سریعتر جمشید شارمهد شدند. غزاله شارمهد در پیامی صوتی خود با اشاره به چگونگی بازداشت و طول مدت زندانی آقای شارمهد به نبود آزادی بیان در ایران اشاره کرد و گفت: «آزادی بیان در داخل و خارج از جمهوری اسلامی باید یکسان باشد و دقیقاً به همین دلیل جمشید شارمهد دستگیر و محکوم شده. به دلیل این که طرز تفکر مخالف با جمهوری اسلامی داشته و نظر خود را بیان کرده است. »
هرچند نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی جمشید شارمهد را به عنوان «رئیس گروه تندر» معرفی کرده‌اند، اما خانواده او از جمله دخترش غزاله شارمهد آن را در گفت‌وگو با صدای آمریکا رد کرده است.

جمشید شارمهد به «افساد فی‌الارض» متهم شده است.

۱۴۰۱ مرداد ۴, سه‌شنبه

رژیم و کنترل زندانیان سیاسی

گزارشات از انتقال تمام زندانیان سیاسی زندان  
تهران بزرگ به بند شش یا همان بند ۳۵۰ زندان  
اوین و انتقال یکباره تمامی زندانیان سیاسی زن  
زندان قرچک به زندان اوین، خبر دادند. 
گزارشات همچنین از انتقال زندانیان عادی بند۶ 
اوین به زندان تهران بزرگ و بندهای دیگر زندان  
اوین خبر میدهند. زندانیانی که در ازای افزایش  
زمان تماس تلفنی یا دریافت مبلغی ناچیز جهت  
تامین هزینه خانواده یا خودشان، ساعتها کار  
میکردند و ازکمترین حقوق ممکن برخوردار بودند.
انتقال زندانیان سیاسی تهران بزرگ و قرچک در  
راستای تمرکز، محدودیت و نظارت بیشتر دستگاه  
امنیتی بر زندانیان صورت میگیرد. 
 بند ۳۵۰ دیوار به دیوار بند ۲۰۹ وزارت اطالعات  
است. زندانیان زن در اوین از سه روز امکان تماس  
تلفنی در هفته برخوردارند، در حالیکه در قرچک  
محدودیتی برای تلفن نداشتند. 
همچنین در زندان تهران بزرگ و قرچک به  
واسطه بزرگی زندان، زندانیان سیاسی قابل کنترل  
نبودند و هر روز از وضعیت فاجعه بار این دو زندان  
گزارشاتی به بیرون مخابره میشد. با این انتقال  
همچنین میخواهند از مخابره اطالعات به بیرون  
جلوگیری کنند.
در شرایطی جمهوری اسالمی زندان، شکنجه و  
اعدام دست به انتقال یکباره تمام زندانیان سیاسی  
میزند که جامعه از اعتراضات مستمر و قدرتمند  
مردم معترض و جان به لب رسیده میجوشد.  
زندانی سیاسی سالهاست صدای اعتراض جامعه  
و پرچمدار مبارزات حق طلبانه مردم است. آنچه  
حکومت اسالمی جنایتکار از آن غافل است، قویتر  
شدن قدرت اعتراض، ایستادگی و اتحاد زندانیان  
سیاسی است، در زمانی که بیشتر از هر وقت دیگر  
کنار یکدیگر هستند.

منبع :نشریه ژورنال

www.journalfarsi.com

۱۴۰۱ مرداد ۳, دوشنبه

فراخوان گزارشگران: بازداشت و صدور احکام وحشیانه برای مادران داغدیده و دادخواه را محکوم می کنیم - همراه با اسامی آغازین!


ما امضاکنندگان این بیانیه بدینوسیله اعلام می کنیم که تمامی این اتهامات بی پایه و اساس هستند و این نوع اتهامات رمز سرکوب اعتراضات و مطالبات بحق مردم کشورمان بوده و هست. ما بازداشت و صدور احکام وحشیانه برای مادران داغدیه و دادخواه را محکوم می کنیم و از شما نهادها و شخصیتها و همه مدافعان آزادی و حقوق انسانی درخواست میکنیم تا ضمن همراهی با جنبش دادخواهانه مردم کشورمان , بازداشت مادران دادخواه را بشدت محکوم نمائید و خواستار آزادی بی قید و شرط آنان و همچنین تمامی زندانیان سیاسی وفرهنگی و عقیدتی در ایران باشید.

***

خطاب به آزادیخواهان جهان

دو هفته از بازداشت چندین نفر از مادران جانباختگان دیماه سال 1396 و آبان 1398 میگذرد.فرزندان آنها در خیزش های مردمی و سراسری آنروزها توسط نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به فجیع ترین شکلی به قتل رسیدند. از آندوران تا کنون مادران و خانواده های داغدیده از پای ننشستند و صدای اعتراض و دادخواهی خود را به اشکال متفاوت بگوش جهانیان رساندند.بانگ رسوایی این اقدامات و کشتار وحشیانه معترضان بگوش جهانیان رسید و بسیاری از رسانه های بینالمللی به انتشار زوایایی از این وقایع پرداختند. تلاشهای وسیع مادران داغدیده نشان داد که صدای داخواهی مردم ستم کشیده کشورمان خاموش شدنی نیست و یاد عزیزان از دست رفته توسط استبداد افسارگسیخته حاکم ماندنی است.

از دو هفته پیش اما جمهوری اسلامی موج جدیدی از بازداشت مادران و خانواده های دادخواه, فرهنگیان و هنرمندان را در دستور کار ننگین خود قرار داده است. تعدادی از آنها هم اکنون در سلولهای انفرادی هستند و از ارتباط با دنیای خارج از زندان محرومند.مسئولین قضایی جمهوری اسلامی ابتدا قرار بازداشت یکماهه برای تعدادی از آنها صادر کرده اند.اقدامات سرکوبگرانه و شرم آور حاکمان در برابر اعتراضات حق طلبانه محروم ماندگان و ستم خوردگان ایران حد و مرزی نمیشناسد. از دیرباز بسیاری از آگاهترین و بهترین فرزندان مردم کشورمان در سیاهچالها و زندانهای مخوف جمهوری اسلامی در بدترین شرایط و در وضعیتی بسیار خطرناک بسر میبرند. نمایندگان و مدافعان کارگری, معلمان و فرهنگیان و هنرمندان معترض, دانشجویان و بازنشستگان, جوانان معترض, زنان دلیری که با برگزاری کارزار علیه حجاب اجباری خطر کردند و بازداشت شده اند و بسیاری دیگر از آزادیخواهان از آن جمله اند.بر اساس گزارشات منتشر شده مادران دادخواه بخشا به اقدام علیه امنیت جمهوری اسلامی و جاسوسی برای بیگانه و دریافت پول از آنان متهم شده اند.

ما امضاکنندگان این بیانیه بدینوسیله اعلام می کنیم که تمامی این اتهامات بی پایه و اساس هستند و این نوع اتهامات رمز سرکوب اعتراضات و مطالبات بحق مردم کشورمان بوده و هست.

ما بازداشت و صدور احکام وحشیانه برای مادران داغدیه و دادخواه را محکوم می کنیم و از شما نهادها و شخصیتها و همه مدافعان آزادی و حقوق انسانی درخواست میکنیم تا ضمن همراهی با جنبش دادخواهانه مردم کشورمان , بازداشت مادران دادخواه را بشدت محکوم نمائید و خواستار آزادی بی قید و شرط آنان و همچنین تمامی زندانیان سیاسی وفرهنگی و عقیدتی در ایران باشید.

گزارشگران

25.7.2022

www.gozareshgar.com

آدرس برای ارسال پشتیبانی

gozareshgar1001@yahoo.de

اسامی:

 

آرزو مولانایی - فعال سیاسی و پناهجو در ترکیه

آذر محلوجیان - نویسنده

الهه امانی – پژوهشگر و فعال حقوق زنان

آمادور نویدی – فعال رسانه ای و مترجم

احمد عزیزپور - فعال سیاسی

امیر میرزائیان – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

ابراهیم آوخ – فعال سیاسی و رسانه ای, زندانی سیاسی سابق

امید رستم پور – فعال رسانه ای

اسماعیل فتاحی – فعال حقوق بشر

اکبر کریمیان - فعال سیاسی – انگلیس

اصغر زین الدین – فعال سیاسی

امین بیات - تحلیلگر سیاسی

اصغر کیانی - فعال سیاسی – هلند

احد قربانی دهداری - فعال سیاسی - سوئد

ابولفضل اردوخانی

انور میرستاری – فعال حقوق بشر

اصغر نصرتی (چهره)

بيژن فتحي ، پدر دادخواه و كنشگر سياسي

بیژن بهادری

باقر ابراهیم زاده - زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی

بهرام رحمانی – نویسنده و تحلیلگر سیاسی

بهرام سلطانی – فعال حقوق بشر

بهنام چنگایی – فعال سیاسی

بیژن سعید پور – فعال سیاسی و رسانه ای

بهروز سورن: فعال رسانه ای و زندانی سیاسی سابق

پروین محسنی

پریسا اعظمی

پرویز میرمکری - شاعر

پیروز زورچنگ – فعال سیاسی و رسانه ای, زندانی سیاسی سابق

ترانه روستا - فمینیست و کنشگر حقوق زنان

تونيا ولي اوغلي، كنشگر حقوق بشر و حقوق زنان

ثريا نديم پور ، كنشگر حقوق بشر و حقوق زنان

ثریا فتاحی – فعال سیاسی

جلیل حسینی

جهانگير لقايي، كنشگر سياسي

جمشید صفاپور – فعال کارگری

حسن حسام – نویسنده و شاعر, تحلیلگر سیاسی چپ

حسن نایبهاشم - فعال حقوق بشر

حسن توانا - ایران

حسین نقی پور - فعال سیاسی و رسانه ای

حسن عزیزی - مترجم

دكتر ميترا بابك ، كنشگر سياسي

دیانا بیگلری فرد - فعال سیاسی - المان

داود احمدلو – فعال حقوق بشر

دكتر حسن ماسالي ، كنشگر سياسي

رضا بی شتاب - شاعر

رسول شوکتی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

رحیم فلاحت نژاد

رسول کمال

رشید محمدی - هنرمند و بازیگر تئاتر پناهجو در آلمان

زمان مسعودی

سهیلا پوریان

سیما صاحبی – فعال سیاسی و حقوق بشر

سيمين صبري ، روانشناس و كنشگر سياسي و زنان

سياوش عبقري ، استاد دانشگاه و كنشگر سياسي 

سیروان عنایتی ، روزنامه نگار مقیم آریزونا - آمریکا

سیروان منصوری روزنامه نگار و مدیر سایت پناهندگی هانا - پناهنده در ترکیه

سام قندچی – فعال سیاسی و رسانه ای

سام منتظری – فعال سیاسی و خبرنگار آزاد

سیاوش کارساز – فعال حقوق بشر

شیرین احمدی سروستانی - شاعر پناهجو در ترکیه

شکوفه آذرماسوله - فعال سیاسی- ترکیه

شهین نوائی - فمینیست - فعال جنبش زنان

شهلا انتصاري ، كنشگر جنبش زنان و كنشگر سياسي

شهلا عبقري استاد دانشگاه  و كنشگر سياسي و حقوق زنان 

شعله زمینی – فعال حقوق بشر

شانی کتایون - فعال سیاسی- آلمان

شیوا محبوبی، سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران

شرر کنور تبریزی- فعال حقوق بشر و پناهجویان

علی پیچگاه – فعال کارگری در تبعید

علی اعتدالی – فعال سیاسی

علی دماوندی - فعال سیاسی و رسانه ای

علی صمد – فعال سیاسی

عباس رحمتی ( بابک ) – فعال سیاسی

عبدالستار دوشوکی – پژوهشگر و فعال سیاسی بلوچ

عباد عموزاد – تحلیلگر سیاسی

علی محبی‌زاده - فعال سیاسی- سوئیس

عمر مینایی – فعال کارگری

عبدالسلام ملااحمدی معروف به ارسلان احمدی ریگ آبادی

علی اکبر هادی پور – فعال سیاسی و از خانواده خاوران

غلام عسگری – فعال کارگری در تبعید

غلامرضا مرشدیان – موزیسین

فریبا ثابت – فعال جنبش زنان و زندانی سیاسی سابق 

فاطمه سبحانی – فعال حقوق زنان

فاطمه رضایی – فعال حقوق بشر

فریبرز مهران ادیب

فرهنگ قاسمی – نویسنده و فعال سیاسی و رسانه ای

فرهاد بشارت – فعال سیاسی

فاضل موسوی - فعال سیاسی – هلند

کامران چاه تل آنکارا ترکیه

کامبیز گیلانی - شاعر

کامران پایدار – فعال سیاسی

کامبیز فاتحی : محقق محیط زیست - پناهجو در آلمان

کامران الوند – تحلیلگر سیاسی

مهوش فتحي - مادر دادخواه و كنشگر سياسي

مهدي پاك روان ، داد خواه

منیره برادران – فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق

مینو همیلی – فعال جنبش زنان و زندانی سیاسی سابق

مهر آفاق مقیمی نیاکی - فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

مرجان افتخاری – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

مهشيد پگاهي ، كنشگر حقوق بشر و حقوق زنان

مجید دارابیگی - فعال سیاسی و زندانی سیاسی دو رژیم

محسن ترکمن - از المان - فعال سیاسی

محمد نظری – پناهجوی معترض در آلمان

مزدک همسی

میر محسن مرتضوی – آلمان

مهندس مهدی آشوغ - فعال سیاسی- هلند

ناصر کمانگر - فعال سیاسی و پناهجو در ترکیه

نصرت تیمورزاده

 نظام رجب‌زاده - فعال سیاسی - نروژ

ندانوآور – فعال حقوق بشر

هنگامه عباسي سيرچي ، كنشگر سياسي و حقوق زنان

هملت احمدیان - فعال سیاسی و رسانه ای

هوزان خالدیان - کاریکاتوریست پناهجو در آلمان

هوشنگ ( هواس) اسدي ، كنشگر سياسي و حقوق زنان

یوسف اردلان - فعال سیاسی و مسئول انجمن کردهای مقیم فرانسه

 

نهادها:

شورای همبستگی پناهجویان و پناهندگان ایرانی در ترکیه

نهاد زنان براي آزادي و برابري پايدار

فدراسیون اروپرس

بنياد اسماعيل خويي

حزب رفاه و آزادي ايرانيان ( آرا)

اینفو ایران – وین

رسانه ها:

آگاهی نیوز

https://agahi.news

رادیو پیام کانادا

https://radiopayam.ca

تلویزیون رنگین کمان

rangin-kaman.net

سایت راه کارگر

https://www.rahkargar.com

سایت صدای مردم

https://www.sedayemardom.net

سایت رضا بی شتاب

rezabishetab.blogfa.com

سایت ابراهیم آوخ

https://ebrahimavokh.wordpress.com

سایت آینده نگر

iranscope.ghandchi.com

اشتراک ووردپرس

https://eshtrak.wordpress.com

وبلاگ سیاسی ققنوس

www.ghoughnoos.blogspot.com

وبلاگ اخگر

https://amadornavidi.wordpress.com

گزارشگران

www.gozareshgar.com

 

۱۴۰۱ مرداد ۱, شنبه

احضار آریا یوسفی، فرزند شانزده ساله فاطمه داوند، زندانی سیاسی سابق


آریا یوسفی، فرزند شانزده ساله فاطمه داوند، زندانی سیاسی سابق، در پی دریافت ابلاغیه‌ای به شعبه صد و دو دادگاه کیفری دو شهر بوکان احضار شده است.
بر اساس ابلاغیه دریافتی، این نوجوان باید در تاریخ نهم شهریور ماه در شعبه مذکور حاضر شده و دفاعیات خود را برای اتهاماتی از قبیل اخلال در نظم و آسایش عمومی و تبلیغ علیه نظام ارائه دهد.
وی که فرزند فاطمه داوند از بازداشت‌شدگان  آبان نود و هشت است و مادرش در کمپ دیپورتی‌های شهر کایسری ترکیه به سر می‌برد، پیشتر نیز بارها توسط نهادهای  امنیتی مورد بازجویی و اذیت و آزار قرار گرفته است.


۱۴۰۱ تیر ۳۰, پنجشنبه

منوچهر بختیاری فعال سیاسی و پدر پویا بختیاری به زندان قزوین «تبعید» شد.



پس از یک هفته بی‌خبری از وضعیت منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری، از جان‌باختگان اعتراضات آبان ۹۸، وکیل او روز پنج‌شنبه، ۳۰ تیر، اعلام کرد که موکلش به زندان مرکزی قزوین «تبعید» شده است.
علی شریف‌زاده در توییتی نوشت که تبعید منوچهر بختیاری روز چهارشنبه، ۲۹ تیر، صورت گرفته و او از «حق تماس» و «ملاقات» محروم است.
سارا عباسی همسر وی، نیز ضمن اعلام این خبر در حساب کاربری خود در اینستاگرام می‌گوید در تماس کوتاهی که با او داشته، او گفته است که ۹ روز در سلول انفرادی بوده و سه روز پس از اعتصاب غذا به دلیل خونریزی شدید گوارش مجبور به شکستن اعتصاب خود شده است.

۱۴۰۱ تیر ۲۳, پنجشنبه

عدالت با محکومیت حمید نوری به پیروزی رسید!


بالاخره موعد انتظار به سر آمد و دادگاه بدوی استکهلم حمید نوری از عوامل کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را به حبس ابد  و اخراج از سوئد در پایان دوره حبس، محکوم کرد. این یک موفقیت بزرگ برای جنبش دادخواهی و یک شکست سخت برای جمهوری اسلامی است. این پیروزی را به همه خانواده های دادخواه به همه مادران، پدران، همسران، فرزندان، خواهران و برادران و بستگان خانواده های دادخواه  که سالها برای اجرای عدالت مبارزه کرده اند و همه مردم آزادیخواه ایران تبریک و شادباش می گوییم.
 این موفقیت حاصل سالها تلاش و مبارزه است که خانواده های دادخواه ستون اصلی آنرا تشکیل می دهند. این مبارزات و تلاش ها سرانجام به ثمر نشست و در حالی که هنوز جمهوری اسلامی بر سر کار است یکی از کار بدستان این رژیم به جرم "نقض مجرمانه و فاحش قوانین بین‌‎المللی" و قتل به حبس ابد محکوم شد. اعلام محکومیت حمید نوری نشان می دهد که جنایتکاران اسلامی حاکم بر ایران نمی توانند از دست عدالت بگریزند و باید در انتظار کشاندن همه آنها به دادگاه و محاکمات علنی باشند. این پیروزی که جنبش دادخواهی در دادگاه حمید نوری نصیب خود کرد می تواند سرآغازی باشد برای محاکمه علنی همه سران و کاربدستان جمهوری اسلامی که در جنایات این حکومت در بیش از چهار دهه گذشته نقش داشته اند.
این پیروزی همچنین راه را برای انزوا و بایکوت جهانی جمهوری اسلامی هموار می کند. وقتی که جنایت جمهوری اسلامی در دادگاه هایی نظیر دادگاه حمید نوری بر جهانیان هر چه بیشتر آشکار می شود، مماشات و سازش دولتها با چنین رژیم وحشی و درنده خویی دشوارتر میشود. می توان و باید با بسیج افکار عمومی و بشریت آزادیخواه کاری کرد که دولتهای غربی به سازش با این رژیم خاتمه دهند و در عوض این حکومت را در منگنه فشار خرد کننده قرار دهند. جمهوری اسلامی رژیم آدمکش هایی نظیر حمید نوری است. رژیمی که در دهه شصت شمسی به جنایتی عظیم علیه مردم ایران دست زد نباید مورد مذاکره و گفتگو قرار گیرد.

۱۴۰۱ تیر ۲۰, دوشنبه

روز جهانی مبارزه با حجاب اجباری


روز سه شنبه ۲۱ تیر- ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۲ از 
طرف جمهوری اسلامی روز ”حجاب و عفاف“ 
نامگذاری شده است.
فعالین جنبش علیه حجاب اجباری که سالهاست 
بر علیه این سمبل تحقیر و بی عدالتی مبارزه 
میکنند، اینبار هم در مقابله با اینروز اقدامات 
عملی را در دستور کار خود قرار داده اند و 
فرصت را غنیمت شمرده تا یکبار دیگر صدای 
اعتراض خود را بر علیه قوانین زن ستیز و متحجر 
اسالمی فریاد بزنند.
روز ۱ فوریه - ۱۲ بهمن از طرف ناظمیه خان، 
یک زن مسلمان آمریکائی روز جهانی حجاب 
اعالم شد تا حجاب را اینبار با چهره ای بزک 
کرده در ویترین مغازه هایشان به نمایش 
بگذارند. ولی زنان مبارزه و آزادیخواه اینبار نیز 
به میدان آمده و روز ۲۷ دسامبر به پیشنهاد 
فریده آرمان روز جهانی مبارزه با حجاب اجباری 
اعالم شد.
فعالین جنبش رهائی زن با راه اندازی جنبش 
گسترده ای تحت عنوان ”حجاب بی حجاب“ 
اینبار نیزجواب دندان شکنی به مسئولین و 
سازماندهندگان روز حجاب و عفاف داده اند.
حجاب پاشنه آشیل جمهوری اسالمی است و 
پرتاب حجابها توسط زنان مبارز و معترض پایه 
های لرزان این حکومت فاسد را متزلزتر خواهد 
کرد.
 تمام وحشت و تالش الشخوران اسالمی و بگیر 
وببندهایشان، جهت مرعوب کردن زنان و مردان 
شجاعی است که با دست خالی به جنگ تن به 
تن با رژیم تا به دندان مسلح جمهوری اسالمی 
هر روز به خیابانها میایند. این انسانهای شکست 
ناپذیر، جمهوری اسالمی را بزانو در خواهند آورد.

منبع : نشریه ژورنال 

۱۴۰۱ تیر ۷, سه‌شنبه

جمهوری جنایتکار اسلامی زندانی سیاسی فیروز موسی لو را اعدام کرد!




سحرگاه روز دوشنبه ۳۰ خردادماه، حکم اعدام فیروز موسی لو، زندانی سیاسی در زندان ارومیه به اجرا درآمد.  این زندانی سیاسی روز شنبه ۲۸ خردادماه به بهانه دیدار با هیئتی از قوه قضاییه از بند عمومی زندان ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شده بود. ولی جمهوری اسلامی نقشه اعدام وی را عملی ساخت. این اعدام بصورت مخفیانه صورت گرفت و به خانواده  و وکیل فیروز موسی لو زمان اجرای حکم اطلاع داده نشده بود. روابط عمومی دادگستری استان آذربایجان‌غربی بدون اشاره به هویت فیروز موسی لو  خبر اعدام این زندانی سیاسی را تایید کرده است.
فیروز موسی لو اهل بخش قطور شهرستان خوی بود و به اتهام عضویت در  حزب کارگران کُردستان (پ ک ک) پس از ۳۲ ماه بلاتکلیفی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب ارومیه به اعدام محکوم شد. وی روز  پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸ پس از دریافت امان‌نامه توسط سپاه پاسداران در مرز سردشت خود را به نیروهای امنیتی تسلیم کرده بود.
فیروز موسی لو از شش سالگی کار فرش بافی را آغاز کرد و به تازگی از همبندی هایش خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود.
کمیته بین المللی علیه اعدام ضمن اعتراض شدید به اعدام فیروز موسی لو و محکوم کردن جمهوری اسلامی، همگان را فرا می خواند که نسبت به تداوم اعدامها در ایران متحدانه اعتراض کنند و ماشین آدم کشی  جمهوری اسلامی را به توقف بکشانند. جمهوری اسلامی با این اعدامها تنها باعث شعله ور شدن بیشتر خشم مردم خواهد شد.
برای جلوگیری از اعدامهای بیشتر و متوقف کردن کشتن انسان ها به هر بهانه و تحت هر عنوانی به کارزار  مخالفین علیه اعدام بپیوندید و با تقویت جنبش علیه اعدام به جنایات جمهوری اسلامی وسیعا اعتراض کنید. اعدام جنایت سازمان یافته دولتی است و این مجازات ضد انسانی  باید فورا ملغی شود.

منبع: کمیته بین المللی علیه اعدام

۳۰ خرداد ۱۴۰۱-۲۰ ژوئن ۲۰۲۲

۱۴۰۱ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

فراخوان گزارشگران: خاوران جاودان میماند! - همراه با اسامی آغازین


 چهار دهه از کشتار خونین سراسری زندانیان سیاسی در ایران گذشته است. رژیم جمهوری اسلامی در دهه شصت و همچنین در تابستان سال 1367 با اقدامی جنایتکارانه هزاران زندانی سیاسی را قتلعام کرد و اجساد قربانیان را در گورهای جمعی و بسرعت دفن کرد و یا مخفیانه دفن و حتی اجساد آنان را نیز به خانواده ها تحویل نداد از جمله در خاوران سمنان, گورستان دزفول, گورستان زنجان, خاوران گلستان, گورستان ارومیه و بنام ترین این گورهای فردی و جمعی خاوران تهران است. این مکان هر ساله میعادگاه هزاران نفر از بازماندگان بهترین فرزندان مردم کشورمان است. خاوران همیشه و همواره یادآور این جنایت بزرگ بوده و میماند. جمهوری اسلامی بارها و مکرر با ترفندهای گوناگون در پی پاک کردن آثار جنایت ضد بشری کشتار سراسری زندانیان سیاسی در طی ایندوران بوده است و بارها تلاش کرده است تا رد این جنایات را پاک کند.

ضرب و شتم و آزار و اذیت خانواده جانباختگان در یادبود قربانیان این قتلعام بزرگ از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی همواره برقرار بوده است. صدای دادخواهی مادران, همسران, کودکان و نزدیکان قتلعام شدگان دهه هاست که خاموش نشده است و هر روز بیش از پیش رسا و همبسته میشود. بتازگی حاکمان جمهوری اسلامی در تلاشند تا با نصب دوربین ها و دیوارکشی این مکان فشار و آزاری بیش از پیش بر خانواده ها برای برگزاری مراسم یادبود قربانیان قتلعام شده فراهم آورند و در همین زمینه به هموطنان بهایی ما برای دفن از دست رفتگانشان در این محوطه همراه با تهدید و ارعاب فشار می آورند.

خاوران سند و شاهد جنایات بی پایان جمهوری اسلامی علیه دگر اندیشان و زندانیان سیاسی است و یکی از آمران این فاجعه ( ابراهیم رئیسی ) هم اکنون بعنوان رئیس جمهور نظام حاکم بر مسند قدرت است. ما فعالین سیاسی, اجتماعی و فرهنگی, نهادها و رسانه ها ضمن همدردی با خانواده های جانباختگان و دادخواهان ایران, بدین طریق همبستگی خود را با آنان در برابر دسیسه های ضد انسانی مسئولین جمهوری اسلامی اذعان داشته و از تمامی آزادگان و بیداران در داخل کشور و در عرصه بین المللی خواهانیم تا صدای دادخواهان کشورمان باشند و این اقدامات جمهوری اسلامی را محکوم نمایند.

ما بر این باوریم که تمامی دست اندرکاران جنایت کشتار سراسری زندانیان سیاسی در دهه شصت و بویژه تابستان 1367 میبایستی در دادگاههای علنی و عادلانه به محاکمه کشیده شوند و به سزای اعمال خود برسند.

با همه توان, بیاری دادخواهان!

سایت گزارشگران

www.gozareshgar.com

آدرس برای ارسال پشتیبانی

gozareshgar1001@yahoo.de

30.5.2022

 

ادامه دارد

 

اسامی

آذر محلوجیان - نویسنده

احمد عزیز پور - فعال سیاسی

آمادور نویدی – مترجم و فعال رسانه ای

اسماعیل فتاحی - فعال حقوق بشر

اصغر زین الدین - فعال سیاسی

امیر میرزائیان - فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

انور میرستاری – فعال حقوق بشر

اکبر دیلمی – کارگر کارخانه

احمد پورابراهیم

امین بیات – تحلیلگر سیاسی

ابراهیم آوخ – فعال سیاسی و رسانه ای, زندانی سیاسی سابق

ارسلان احمدی ریک آبادی فعال حقوق بشری

آرش کمانگر –  فعال سیاسی و رسانه ای

احسان ثابت – فعال سیاسی

امیر پاکی

اصغر کیانی - فعال سیاسی

بهرام چوبینه - نویسنده

بیژن بهادری

باقر ابراهیم زاده - زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی

بیژن سعید پور – فعال سیاسی و رسانه ای

بهرام رحمانی – تحلیلگر سیاسی و نویسنده

بهرام سلطانی- فعال حقوق بشر

بهنام چنگائی – فعال سیاسی

بهروز سورن – فعال سیاسی و رسانه ای, زندانی سیاسی سابق

پری عسگری

پروین اشرفی – فعال جنبش زنان

پروین ریاحی - فعال جنبش زنان

پریسا اعظمی

پروین ملک

پروین شهبازی

پرویز میرمکری - شاعر

پیروز زورچنگ – فعال سیاسی و رسانه ای, زندانی سیاسی سابق

ترانه روستا، كنشگر حقوق زنان

ثریا فتاحی - فعال سیاسی

جهانگیر لقائی

جعفر امیری: زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی

جواد اسکوئی

جمشید صفاپور – فعال کارگری

حسن عزیزی – مترجم

ح. ریاحی - فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

حسین نقی پور- فعال سیاسی و رسانه ای

خلیفه موسوی – فعال سیاسی

خدامراد فولادی - پژوهشگر

دکتر مجید مشیدی فعال سیاسی

دکترحسن نایب هاشم – فعال حقوق بشر

داود احمدلو – فعال حقوق بشر

روژا روشن

رضا باقری

رشید محمدی - هنرمند و بازیگر تئاتر پناهجو در آلمان

رضا بی شتاب - شاعر

رحیم فلاحت نژاد - فعال سیاسی و زندانی سیاسی دهه شصت

 ژاله سهند- فعال سیاسی- زندانی سیاسی سابق

سیما صاحبی ، فعال سیاسی و حقوق بشر

سهیلا پوریان - فعال سیاسی

سياوش عبقري - استاد دانشگاه و كنشگر سياسي

سیروان عنایتی ، روزنامه نگار مقیم آریزونا - آمریکا

 سیروان منصوری روزنامه نگار و مدیر سایت پناهندگی هانا - پناهنده در ترکیه

ِسیامک رفیع زاده / در  کانادا

سالار آشناگر - مدیر رادیو ار ک ت

سیامک جهانبخش – فعال سیاسی

سام قندچی – فعال سیاسی و رسانه ای

سام منتظری – خبرنگار آزاد و مستقل

سیاوش کارساز – فعال حقوق بشر

شیرین احمدی سروستانی - شاعر پناهجو در ترکیه

شهین نوائی - فمینیست - فعال جنبش زنان

شعله زمینی – فعال حقوق بشر

شهلا عبقري - استاد دانشگاه , كنشگر سياسي و حقوق زنان

شیوا محبوبی - سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

صدیق جهانی – فعال کارگری

عفت ماهباز - روزنامه نگار و فعال جنبش زنان, زندانی سیاسی سابق

علی اکبر هادی پور - فعال سیاسی و از خانواده خاوران

عمر مینایی – فعال کارگری

عنایت یوسف پور

علی پیچگاه – فعال کارگری در تبعید

غلام عسگری – فعال کارگری در تبعید

علی اعتدالی – فعال سیاسی

علی دماوندی - فعال سیاسی و رسانه ای

علی ستاری – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

عباد عموزاد – تحلیلگر سیاسی

غلامرضا مرشدیان. موزیسین

فریبا ثابت – فعال جنبش زنان و زندانی سیاسی سابق

فاطمه سبحانی – فعال حقوق زنان

فاطمه رضایی – فعال حقوق بشر

فريد محمدى - فعال سياسى

کامبیز فاتحی : محقق محیط زیست - پناهجو در آلمان

کامران چاه تل - فعال سیاسی در ترکیه

کامبیز گیلانی - شاعر

کامران الوند - فعال سیاسی

کامران پایدار - فعال سیاسی

گلستان دریایی

لیلا پرنیان - سردبیر نشریه هشت مارس

مریم عظیمی

مهر آفاق مقیمی نیاکی فعال سیاسی و زندانی سیاسی

منیره برادران - فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق

مینو همیلی - فعال جنبش زنان و زندانی سیاسی سابق

منور یوسف پور

محسن ترکمن - فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق - مدیر سایت همراه شو

محمد نظری – پناهجوی معترض در آلمان

مجید دارا بیگی – تحلیلگر سیاسی و زندانی سیاسی سابق

مسعود شب افروز

محمد حسن نوپرور

محمدرضا یوسفی - فعال سیاسی و عضو نهاد همبستگی ملی - آلمان

نسرین احمدی  - فعال جنبش زنان

ندا فرخ - فعال حقوق بشر

نادر ثانی – تحلیلگر سیاسی و آموزگار

ناصر جوهری

ندا نوآور – فعال حقوق بشر

هما مرادی - فعال فمینیست - چپ مستقل

هوزان خالدیان - کاریکاتوریست پناهجو در آلمان

یوسف اردلان

 

نهادها:

 

سازمان زنان خاورمیانه

شورای همبستگی پناهجویان و پناهندگان ایرانی در ترکیه

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ـ پاریس

حزب سوسیالیست انقلابی ایران

حزب آزادي و رفاه ايرانيان (آرا)

نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران

نهاد همبستگی ملی

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

کمپین حمایت از زندانیان سیاسی و لغو اعدام

ایران آزاد - کانون دفاع از حقوق بشر، آزادی و دموکراسی – آلمان

کانون دمکراتیک پناهندگان ایرانی

بنیاد اسماعیل خویی

فدراسیون اروپرس

اینفو ایران – وین

 

رسانه ها:

 

سایت آگاهی نیوز

https://agahi.news

رادیو پیام کانادا

https://radiopayam.ca

سایت آذر محلوجیان

www.azar.se

سایت راه کارگر

https://www.rahkargar.com

سایت حزب سوسیالیست انقلابی

www.simroz.org/index

سایت همراه شو

https://hamrahsho.org

وبلاگ سیاسی ققنوس

http://ghoughnoos.blogspot.com

سایت اتحاد کارگری

https://www.etehad-k.com

الوند تی وی

http://www.alvandtv.com

سایت آینده نگر

iranscope.ghandchi.com

سایت صدای مردم

https://www.sedayemardom.net

سایت ابراهیم آوخ

https://ebrahimavokh.wordpress.com

اشتراک وورد پرس

https://eshtrak.wordpress.com

وبلاگ خبری سازمان راه کارگر

صفحه فیس بوک "برای اتحاد بزرگ هوادان سوسیالیسم"

وبلاگ اخگر

https://amadornavidi.wordpress.com

سایت گزارشگران

gozareshgar.com

۱۴۰۱ خرداد ۶, جمعه

عبدالباقی که حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی مدعی بود زیر آوار مرده است در دوبی رویت شد. + ویدیو

 


در حالی که حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی مدعی کشته شدن عبدالباقی زیر آوار های ساختمان متروپل در ابادان شده‌اند ، وی در 
دوبی رویت شد!
تا زمانی که این حکومت کثیف بر سر کار باشد و زمام امور در دست آخوندهای جنایت کار باشد ، هیچ مشکلی حل نخواهد شد .
حق گرفتنیست.

۱۴۰۱ خرداد ۵, پنجشنبه

فاجعه متروپل آبادان برشی کوچک از وضعیت ایران بزرگ


 

هنوز یک هفته از فروریختن ساختمان متروپل آبادان، نگذشته است. شاید به جرات بتوان گفت، هیچ استانی در ایران به اندازه خوزستان در ۴۰ سال گذشته ویران نشده است. مسبب خرابی شهرهای خوزستان هم مشخص است، مقامات جمهوری اسلامی. بعد از گذشت ۴۰ سال دیگر از طراوت خرمشهر و زیبایی‌های آبادان خبری نیست.

بر دیوارهای خرمشهر ۴۰ سال پس از آزادسازی در هر چشم بر هم زدن می‌توان جای ترکش و گلوله‌ها را پیدا کرد. پالایشگاه آبادان که روزی افتخار ایران و ایرانی بود و به عنوان نمادی از تلاش مهندسین و کارگران ایرانی برای مستقل شدن بود دیگر رمقی ندارد. آخرین فاجعه آن هم فروریختن ساختمان متروپل آبادان است.

فرو ریختن ساختمان متروپل آبادان یک حادثه نیست. بیش از ۶ ماه است که روزنامه نگاران و کارگران نسبت به فرو ریختن این سازمان هشدار داده‌‌اند. بدلیل رانت ولابی قدرت در ساخت این سازه، اصول اولیه ایمنی نیز رعایت نشده است.

بی‌اعتنایی مطلق به خواسته‌ها و سخنان شهروندان، نادیده گرفتن قانون بدلیل رانت و لابی حاکم، بر ساختار اداری کشور نهادینه شده است. جعل واقعیت، ‌اخبار سانسور شده و تحریف و دروغگویی جای خبررسانی معمول رسانه ها به مردم را گرفته است.


حسین عبدالباقی یک نمونه از فساد نهادینه در حکومت


حسین عبدالباقی تنها یک نمونه از هزاران هزار نفری است که با استفاده از رانت و فساد نهادینه در دستگاه حکومتی ایران به ثروت افسانه‌ای رسیده است. قیمت دزدی‌های وی را مردم آبادان با از دست دادن عزیزانشان می‌دهند.

 آبادان که روزی نماد صنعت نفت کشور بود به جایی رسیده که بیکاری در آن غوغا می‌کند. بی‌آبی، بیکاری، سرکوب جوانان و مردم و هجوم ریزگردها با زندگی مردم این شهر آمیخته شده است. فروریختن متروپل آبادان را می‌توان نمونه‌ای از وضعیت مردم ایران دانست. حکومتی که مقاماتش برای جان انسان‌ها هیچ ارزشی قائل نبوده و تنها به افزایش ثروت‌های خود می اندیشند.




عملکرد مقامات دولتی در هراس از گر گرفتن اعتراضات مردمی


عملکرد ضعیف مقامات دولتی در برخورد با فاجعه متروپل آبادان نیز قابل تامل است. فرستادن خودروهای سرکوبگر امنیتی به جای نیروهای امدادی، نشانه جنگ عمیق بین حکومت و مردم است.!

در حالیکه مقامات دولتی بیشتر در فکر پوشاندن و کوچک نمایی، این موضوع و فراری دادن دست اندرکاران این فاجعه هستند. مردم با دستان خالی به کمک آمده‌اند. موج کمک‌های مردم نشانه ای از همبستگی همه مردم ایران با هم می‌باشد. در حال حاضر مهم‌ترین اقدام دولت پر کردن خیابان‌های آبادان از نیروی‌های امنیتی و لباس شخصی است.

دستور مقامات به صدا وسیما برای سکوت و دامن نزدن به این موضوع توسط رئیس صدا و سیمای آبادان افشا می‌شود. وی آشکارا می‌گوید، به او دستور داده‌اند، اخبار مربوط به متروپل آبادان در تلویزیون بازتاب نداشته باشد.

مقامات دولتی تلاش می کنند، بهر صورت این بحران را رفع و رجوع کرده و اصل نظام را از تیررس مردم خارج کنند. متروپل آبادان یاد‌آور سینما رکس است. مردمی که با فرمان «جمی» امام جمعه اسبق آبادان و اقدام تکبعلی‌زاده به آتش کشیده شدند، اما هیچگاه عاملان اصلی آن بخصوص جمی به پای میز محاکمه کشیده نشد.

مردم آبادان با تظاهرات شبانه خود با شعار «ایران صاحب نداره» نشان‌دادند که منشا همه مشکلات کشور را سران این حکومت می‌دانند. مردم آبادان با شعار «آخوند برو گمشو» خواسته اصلی مردم ایران را بیان می‌کنند.





۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۰, شنبه

قطعنامه مشترک تشکل‌های کارگران، معلمان و زنان به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر۱۴۰۱


وضعیت موجود دیگر حتی ذره‌ای قابل تحمل نیست و باید قاعده‌ی حاکم را بر هم زد و با زیر و رو کردن مناسبات کنونی، دنیایی از نو بنا کرد”.
این روح حاکم بر همه مبارزات و اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان و دیگر توده‌های ستمدیده مردم ایران است که هر روزه بیش از پیش سر بر میکشد و وضعیت جهنمی موجود را به مصاف می‌طلبد.
سال‌هاست اعتراض و جدال برای تغییر به سیمای اصلی جامعه ما تبدیل شده است و کارگران و معلمان و اکثریت جامعه‌ی ایران امید به حکومت را برای ذره‌ای بهبود شرایط از دست داده و اعتراضات خیابانی را تنها تکیه‌گاه خود برای تحقق مطالبات‌شان قرار داده‌اند.
اما در این طرف، حکومتگران، سرمست از غارتگری‌های‌شان، بی هیچ توجهی به ویرانی کشور و فریاد آزادیخواهی و عدالت‌طلبی کارگران و معلمان و عموم مردم ستمدیده ایران، به گردن‌کشی‌های خود ادامه می‌دهند و بر این خیال باطل‌اند که با نیروی سرکوب و قهریه میتوانند مردم به ستوه آمده ایران را وادار به تمکین در برابر ستمگری‌های‌شان کنند. 
 کارگران و معلمان و زنان و دیگر توده‌های زحمتکش مردم ایران، دیگر نمی‌خواهند زیر بار دستمزد و حقوق‌های چندین برابر زیر خط فقر بروند، دیگر استثمار و تبعیض و ستم مضاعف را نمی‌پذیرند. 
 آنان دیگر زیر بار سلب آزادی‌های سیاسی و فردی نمی‌روند، سرکوب و آموزش‌ ایدئولوژیک را نفی می‌کنند و خواهان حضور حداکثری در تصمیم‌گیری‌های کلان اجتماعی در قالب تشکل‌های واقعی و مستقل خود هستند.
دیگر هرگونه توهمی نسبت به حکومت برای هر درجه بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور از میان اکثریت قریب به اتفاق مردم رخت بر بسته و آنان خواهان و دست‌اندرکار تغییر توازن قوا برای تحقق تغییرات بنیادین در کشور هستند.
سازماندهی معلمان، دانشجویان و بخش‌های مختلفی از کارگران و دیگر توده‌های معترض مردم ایران به‌رغم تشدید سرکوب بی‌سابقه جنبش‌های اعتراضی در دو دهه‌ی گذشته، هر روزه در حال ارتقاست و دیگر هیچ درجه‌ای از سرکوب نمیتواند جنبش‌های اعتراضی و خواهان تغییرات بنیادی را در کشور به نقطه اول خود بازگرداند.
روشن است که این مبارزات روز به روز متحدانه‌تر، سازمانیافته‌تر و زیر و رو کننده‌تر از قبل پیش خواهد رفت اما بدون تردید، سرعت‌بخشی به این روند وظیفه همه ما کارگران و معلمان و پیشروان جنبش‌های اعتراضی است. 
ما امضاکنندگان این قطعنامه با باور عمیق به ممکن و در دسترس بودن تحولات بنیادین در کشور، بدین وسیله خواست‌های خود را به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر به شرح زیر اعلام و تحقق آنها را به مثابه منشور حداقلی مطالبات‌مان، پیش شرط سازماندهی جامعه‌ای نوین و مبتنی بر پایان دادن به استثمار و محو ستم و تبعیض و اختناق و سرکوب می‌دانیم؛
۱- افزایش فوری حداقل حقوق کارگران، معلمان و دیگر مزدبگیران شاغل و بازنشسته به بالای ۱۶ میلیون تومان در ماه و پرداخت بیمه بیکاری به کارگران و جوانان آماده به کار به میزان حداقل مزد.
۲- پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات سیاسی، صنفی و مدنی، لغو مجازات اعدام و شلاق، لغو کلیه احکام صادره علیه فعالان کارگری، معلمان و دیگر جنبش‌های آزادی‌خواه و برابری طلب و آزادی بی قید و شرط همه کارگران، معلمان و فعالان سیاسی و اجتماعی در بند.
۳- آزادی بی قید و شرط ایجاد تشکل‌های مستقل، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع، اندیشه و بیان، احزاب و مطبوعات.
۴- پرداخت فوری مطالبات معوق کارگران، بازنشستگان، معلمان و کارمندان بخش خصوصی و دولتی همراه با خسارت دیرکرد و تصویب قانونی برای جرم‌انگاری عدم پرداخت حقوق و مزایا.
۵- تامین امنیت شغلی و توقف اخراج سازی‌ها، پایان دادن به هر نوع استخدام غیر مستقیم و غیر رسمی، برچیده شدن قراردادهای موقت و شرکت‌های تامین نیروی انسانی و پیمانکاری، لغو قوانین مناطق آزاد تجاری و ویژه اقتصادی و عدم افزایش مبلغ بیمه کارگران ساختمانی.
۶- قطع دست دولت از صندوق‌های بازنشستگی، سپردن اختیار صندوق سازمان تأمین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی به هیأت امنایی از نماینده‌های منتخب اعضا، محاکمه غارتگران صندوق‌های بازنشستگی و جبران خسارت‌های وارده به اعضا.
۷- غارت و چپاول منابع عمومی و تخریب محیط زیست توسط باندهای مافیایی وابسته به مراکز قدرت باید فورا متوقف شود. به کلیه طرح های ضد محیط زیستی از جمله تخریب جنگل ها، کوه خواری، تجاوز به حریم دریا توسط ارگان‌های نظامی و دولتی و هرگونه طرح غیر کارشناسی انتقال آب به فلات مرکزی که به بهانه تامین آب شرب اما برای تامین آب مصرفی مورد نیاز کارخانجات فولادی متعلق به نهادهای قدرت و مافیای فولاد است باید فورا پایان داده شود.
۸- ممنوعیت کار کودکان و فراهم کردن امکانات زندگی و تحصیل رایگان با بالاترین استانداردهای آموزشی برای همه آنان فارغ از تعلق خانوادگی، جنسیت، قومیت و مذهب.
۹- استخدامهای غیر رسمی و پیمانی از قبیل حق‌التدریس در آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور باید ممنوع و به استخدام رسمی تبدیل گردد، دانشگاهها و مدارس خصوصی و غیرانتفاعی برچیده شوند و آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور مطابق با بالاترین استانداردهای جهانی تجهیز و سازماندهی گردند و تحصیل تا بالاترین مدارج آن رایگان باشد.
۱۰- قانون مشاغل سخت و زیان آور باید پرستاران را نیز در بر بگیرد و تمامی محیط های کار با بالاترین استانداردهای ایمنی تجهیز گردند.
۱۱- برچیده شدن حجاب اجباری و تمامی قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان، برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی. آزادی زنان معیار آزادی جامعه است و برخوردهای امنیتی با فعالین زن باید خاتمه یابد.
۱۲- به رسمیت شناخته شدن حق شهروندی برای مهاجرین افغانستانی و دیگر مهاجران و منع هرگونه اعمال تبعیض آمیز علیه آنان. هرگونه برخورد مهاجرستیز با اتباع خارجی باید جرم تلقی گردد.
۱۳- پایان دادن به جداسازی در دانشگاه‌ها و کنترل زندگی شخصی دانشجویان در دانشگاه و خوابگاه. پایان دادن به سرکوب و تحقیر و تبعیض علیه دگرباشان جنسی در محیط‌های کار و تحصیل.
۱۴- اول ماه مه روز جهانی کارگر باید تعطیل رسمی اعلام و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی شود.
 امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا:
اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
سندیکای نقاشان استان البرز
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
شورای کارگری بازنشستگان تأمین اجتماعی (بستا)
صدای مستقل کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران (اهواز)
کانون صنفی فرهنگیان البرز
کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز
کانون مدافعان حقوق کارگر 
ندای زنان ایران

۱۴۰۱ اردیبهشت ۳, شنبه

افشای فساد قالیباف از زبان مسعود مولوی! + فایل صوتی

 


مسعود مولوی وردنجانی

گفته می‌شود او یکی از عوامل امنیتی (در وزارت دفاع ایران در حوزه امنیت سایبری و اطلاعات سپاه) بود که بعداً منتقد حکومت شد. او را گرداننده اصلی کانال افشاگر «جعبه سیاه» می‌دانند که بارها با انتشار اسنادی بیت رهبری، قوه قضائیه و نیروهای امنیتی ایران را متهم به فساد مالی و ترور مخالفان از جمله ترور شخصیت‌های هسته‌ای ایران کرد.

او دو سال پیش از مرگ ایران را ترک کرد و در ۲۳ آبان ۱۳۹۸ (۱۴ نوامبر ۲۰۱۹) در منطقه شیشلی استانبول با شلیک ۱۱ گلوله به وسیله مأموران جمهوری اسلامی، ترور شد.


۱۴۰۰ بهمن ۱۷, یکشنبه

علت درگیری و قتل مامور فاسد انتظامی توسط ایمان سبزیکار


 

جان کارگر زحمت‌کش ایمان سبزیکار در خطر است. ایمان سبزیکار کارگری است که در یک درگیری، جانشین پاسگاه انتظامی بید‌زرد کازرون را به قتل رسانده است. وی متولد سال ۱۳۷۳ و از اهالی جونقان استان چهارمحال و بختیاری است. به گفته اهالی محل او کارگر ساده و زحمتکشی است که در شیراز آرماتور‌بندی می‌کرد. یکی از اهالی محل سکونت وی ‌می‌گوید:

«او هیچ گناهی نداشته و از راه حلال نان در می‌آورد و چسباندن تهمت‌های مواد مخدر و ارازل و اوباش به این جوان محروم از جمله دروغ‌هایی است که عوامل فاسد حکومتی برای توجیه جنایات‌شان به مردم می‌چسبانند.»

مامور فاسد قصد بالا کشیدن پول ایمان سبزیکار را داشته است

به گفته کانون حقوق بشری نه به زندان ـ نه به اعدام، سرهنگ دوم علی‌اکبر رنجبر، جانشین پاسگاه نیروی انتظامی قصد بالا کشیدن پول ایمان سبزیکار را داشته است.

این کانون در ادامه می‌نویسد:

«از چند سال قبل سند ماشین سمند آقای سبزیکار بدلیل یک تصادف نزد علی‌اکبر رنجبر مانده بود و او با گروگان گرفتن سند ماشین حدود دو سه سال ایمان را اذیت می‌کرد. پس از حل مشکل توسط شخص دیگری، ایمان سبزیکار می‌رود پیش رنجبر و از او می‌خواهد پولش را به مبلغ ۳۰ میلیون تومان پس بدهد، و به او می‌گوید تو که کاری نکردی و من خودم جبران خسارت کردم و رضایت گرفتم و حالا سند ماشین و پولم را بده.»

این منبع در ادامه می‌نویسد:

«علی‌اکبر رنجبر یک مامور فاسد است، پول ایمان را پس نمی‌دهد و با سوء استفاده از جایگاه و لباس نیروی انتظامی باجگیری می‌کند. ایمان چند بار به او می‌گوید که پولم را بده؛ ولی او از اینکار خودداری می‌کند، حتی شکایات ایمان هم به جایی نرسید و ایمان برای گرفتن حقش مجبور به درگیری می‌شود.»

علت شلیک نکردن مامور فاسد افشا شدن دزدی‌های وی بوده است



دلیل شلیک نکردن این مامور فاسد هم افشا شدن دزدی‌های وی بوده است. بنا به گزارشی این مامور فاسد در لحظه اول هم اقدام به شلیک کرده بود. اما با گیر کردن سلاح امکان استفاده از آنرا پیدا نمی‌کند.

فیلم‌هایی که از ایمان سبزیکار بعد از دستگیری منتشر شده نشان می‌دهد که یک پای وی شکسته است. همچنین لباس‌های خونی و چهره در هم ریخته وی، مشخص است، وی شدیدا شکنجه شده است.

فرمانده نیروی انتظامی استان فارس، در یک اقدام ضدانسانی فرزند مامور فاسد را بالای سر ایمان سبزیکار آورده بود، تا وی هم در شکنجه ماموران شرکت داشته باشد.

کانون حقوق بشری نه به زندان ـ نه به اعدام به نقل از یک منبع در رابطه با زندگی ایمان سبزیکار می‌نویسد:

«ایمان سال‌ها در شهر شیراز و اطراف آن مشغول کار آرماتوربندی و قالب‌بندی بود و یک کارگر محروم بود. ایمان اراذل و اوباش نبود.»

مردم در فضای مجازی با اشراف به فساد درون نیروهای انتظامی از این اقدام حمایت کرده و خواستار آزادی این کارگر زحمتکش شدند.



سلمان_رشدی، نویسده رمان «#آیات_شیطانی»، با چاقو مورد حمله قرار گرفت

سلمان_رشدی، نویسده رمان «#آیات_شیطانی»، با چاقو مورد حمله قرار گرفت رشدی، نویسنده آمریکایی-بریتانیایی هندی‌تبار، روز جمعه در مرا...