در دوران تحریمها، بهجای کاهش فشارهای اجتماعی و فرهنگی، سرکوب اجتماعی و مهندسی فرهنگی تشدید شده است. فشارهای خارجی همیشه ابزاری بوده است در دست حکومت برای تشدید فشار بر جامعه، تا هم ایرانیهای خارج کشور به دولتهای غربی متمسک نشوند و هم گروههای چپ غربی فشار نیاورند که جمهوری اسلامی ایران نقض حقوق بشر را متوقف کند. در سال ۱۳۶۷، در حالی که فشارهای خارجی افزایش مییافت، خمینی تصمیم گرفت هزاران مخالف سیاسی را در زندانها اعدام کند. عامل تشدید فشارهای خارجی هم همیشه تصمیمهای خود مقامات در برنامههای نظامی، تروریسم و مداخلات خارجی بوده است.
مهمترین تاثیر تحریمها ایجاد تَرَک بر شیشههای عمر نظام است. برنامههای هستهای و موشکی و مداخلههای منطقهای نه برای حفظ امنیت و منافع ملی یا توسعه، بلکه برای تضمین تداوم رژیم اسلامی ایران بوده است. به همین دلیل، مقامها در چارچوب برجام میخواستند مذاکرهها را به برنامه هستهای محدود کنند تا بتوانند شیشههای دیگر را حفظ کنند. مخالفان تحریم بهدرستی دریافتند که برنامه هستهای فقط یکی از این شیشههاست. مقامهای ایران از این ترکها و شکنندگیها آگاهاند و بر سرکوب اجتماعی و فرهنگی افزودهاند.
مدیریت کشور در دوران تحریمها
مدیران کشور یک توضیح به شهروندان ایرانی بدهکارند. آنها باید توضیح دهند که در برابر تحریمهایی که مستقیما نتیجه رفتار و تصمیمها آنهاست، ایرانیها چه به دست آوردهاند (بخشی از آنچه از دست دادهاند را توضیح دادم). مدیران کشور غیر از بهرهگیری از امتیازهای همیشگی چه کردهاند؟ بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت، میگوید: «متاسفانه هماکنون نسلی همچون شهید تندگویان بین مدیران میانی و ارشد کشور در حال انقراض است؛ مدیرانی که برای خدا کار کنند و فقط به فکر پر کردن جیب خودشان نباشند» (فارس، ۲۹ خرداد ۱۳۹۸). مدیران حقیقتا غیر از اتلاف و فساد، با منابع کشور چه کردهاند؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر